(۸) حکایت یحیی معاذ رازی

از عطار نیشابوری در الهی نامه - بخش نوزدهم

مگر یحیی معاذ آن مردِ محرم
براهی بر دهی بگذشت خرّم
یکی گفتش که هست این ده دهی خوش
زبان بگشاد یحیی همچو آتش
کزین خوشتر دل مردیست بالغ
که هست او از ده خوش سخت فارغ

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید