المقالة السادس عشر

از عطار نیشابوری در الهی نامه - بخش شانزدهم

پسر گفتش که هرگز آدمی زاد
ندیدم ز آرزوی ملک آزاد
نمی‌دانم من از مه تا بماهی
کسی را کو نخواهد پادشاهی
کمال ملک نتوان داد از دست
که بهر ملک تن جان داد از دست
نکو گفت آن حکیم مشتری فش
که گر شاهی بوَد روزی بوَد خوش

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید