منوچهر
از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه
فهرست اشعار
بخش ۱
منوچهر یک هفته با درد بود دو چشمش پر آب و رخش زرد بود به هشتم بیامد منوچهر شاه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه همه پهلوانان ...
بخش ۲
کنون پرشگفتی یکی داستان بپیوندم از گفتهٔ باستان نگه کن که مر سام را روزگار چه بازی نمود ای پسر گوش دار نبود ایچ فرزند مر...
بخش ۳
یکایک به شاه آمد این آگهی که سام آمد از کوه با فرّهی بدان آگهی شد منوچهر شاد بسی از جهان آفرین کرد یاد بفرمود تا نوذر نا...
بخش ۴
چنان بد که روزی چنان کرد رای که در پادشاهی بجنبد ز جای برون رفت با ویژهگردان خویش که با او یکی بودشان رای و کیش سوی کشو...
بخش ۵
چنان بد که مهراب روزی پگاه برفت و بیامد از آن بارگاه گذر کرد سوی شبستان خویش همی گشت بر گرد بستان خویش دو خورشید بود اند...
بخش ۶
ورا پنج ترک پرستنده بود پرستنده و مهربان بنده بود بدان بندگان خردمند گفت که بگشاد خواهم نهان از نهفت شما یک به یک رازدار...
بخش ۷
پرستنده برخاست از پیش اوی بدان چاره بیچاره بنهاد روی به دیبای رومی بیاراستند سر زلف برگل بپیراستند برفتند هر پنج تا رود...
بخش ۸
رسیدند خوبان به درگاه کاخ به دست اندرون هر یک از گل دو شاخ نگه کرد دربان برآراست جنگ زبان کرد گستاخ و دل کرد تنگ که بیگ...
بخش ۹
چو خورشید تابنده شد ناپدید در حجره بستند و گم شد کلید پرستنده شد سوی دستان سام که شد ساخته کار بگذار گام سپهبد سوی کاخ ب...
بخش ۱۰
چو خورشید تابان برآمد ز کوه برفتند گردان همه همگروه بدیدند مر پهلوان را پگاه وزان جایگه برگرفتند راه سپهبد فرستاد خوانند...