منوچهر

از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه

0
دسته‌بندی
28
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱

منوچهر یک هفته با درد بود دو چشمش پر آب و رخش زرد بود به هشتم بیامد منوچهر شاه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه همه پهلوانان ...

1

بخش ۲

کنون پرشگفتی یکی داستان بپیوندم از گفتهٔ باستان نگه کن که مر سام را روزگار چه بازی نمود ای پسر گوش دار نبود ایچ فرزند مر...

2

بخش ۳

یکایک به شاه آمد این آگهی که سام آمد از کوه با فرّهی بدان آگهی شد منوچهر شاد بسی از جهان آفرین کرد یاد بفرمود تا نوذر نا...

3

بخش ۴

چنان بد که روزی چنان کرد رای که در پادشاهی بجنبد ز جای برون رفت با ویژه‌گردان خویش که با او یکی بودشان رای و کیش سوی کشو...

4

بخش ۵

چنان بد که مهراب روزی پگاه برفت و بیامد از آن بارگاه گذر کرد سوی شبستان خویش همی گشت بر گرد بستان خویش دو خورشید بود اند...

5

بخش ۶

ورا پنج ترک پرستنده بود پرستنده و مهربان بنده بود بدان بندگان خردمند گفت که بگشاد خواهم نهان از نهفت شما یک به یک رازدار...

6

بخش ۷

پرستنده برخاست از پیش اوی بدان چاره بی‌چاره بنهاد روی به دیبای رومی بیاراستند سر زلف برگل بپیراستند برفتند هر پنج تا رود...

7

بخش ۸

رسیدند خوبان به درگاه کاخ به دست اندرون هر یک از گل دو شاخ نگه کرد دربان برآراست جنگ زبان کرد گستاخ و دل کرد تنگ که بی‌گ...

8

بخش ۹

چو خورشید تابنده شد ناپدید در حجره بستند و گم شد کلید پرستنده شد سوی دستان سام که شد ساخته کار بگذار گام سپهبد سوی کاخ ب...

9

بخش ۱۰

چو خورشید تابان برآمد ز کوه برفتند گردان همه همگروه بدیدند مر پهلوان را پگاه وزان جایگه برگرفتند راه سپهبد فرستاد خوانند...

10
1/3