پادشاهی اشکانیان

از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه

0
دسته‌بندی
21
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱

کنون پادشاه جهان را ستای به رزم و به بزم و به دانش گرای سرافراز محمود فرخنده‌رای کزویست نام بزرگی به جای جهاندار ابوالقا...

1

بخش ۲

کنون ای سراینده فرتوت مرد سوی گاه اشکانیان بازگرد چه گفت اندر آن نامهٔ راستان که گوینده یاد آرد از باستان پس از روزگار س...

2

بخش ۳

چو دارا به رزم اندرون کشته شد همه دوده را روز برگشته شد پسر بد مر او را یکی شادکام خردمند و جنگی و ساسان به نام پدر را ب...

3

بخش ۴

چو نه ماه بگذشت بر ماه‌چهر یکی کودک آمد چو تابنده مهر به مانندهٔ نامدار اردشیر فزاینده و فرخ و دلپذیر همان اردشیرش پدر ک...

4

بخش ۵

چو آمد به نزدیکی بارگاه بگفتند با شاه زان بارخواه جوان را به مهر اردوان پیش خواند ز بابک سخنها فراوان براند به نزدیکی تخ...

5

بخش ۶

یکی کاخ بود اردوان را بلند به کاخ اندرون بنده‌ای ارجمند که گلنار بد نام آن ماه‌روی نگاری پر از گوهر و رنگ و بوی بر اردوا...

6

بخش ۷

چو شد روی کشور به کردار قیر کنیزک بیامد بر اردشیر چو دریا برآشفت مرد جوان که یک روز نشکیبی از اردوان کنیزک بگفت آنچ روشن...

7

بخش ۸

چنان بد که بی‌ماه روی اردوان نبودی شب و روز روشن‌روان ز دیبا نبرداشتی دوش و یال مگر چهر گلنار دیدی به فال چو آمدش هنگام ...

8

بخش ۹

چو شب روز شد بامداد پگاه بفرمود تا بازگردد سپاه بیامد دو رخساره همرنگ نی چو شب تیره گشت اندر آمد بری یکی نامه بنوشت نزد ...

9

بخش ۱۰

وزین سو به دریا رسید اردشیر به یزدان چنین گفت کای دستگیر تو کردی مرا ایمن از بدکنش که هرگز مبیناد نیکی تنش برآسود و ملاح...

10
1/3