پادشاهی اشکانیان
از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه
فهرست اشعار
بخش ۱
کنون پادشاه جهان را ستای به رزم و به بزم و به دانش گرای سرافراز محمود فرخندهرای کزویست نام بزرگی به جای جهاندار ابوالقا...
بخش ۲
کنون ای سراینده فرتوت مرد سوی گاه اشکانیان بازگرد چه گفت اندر آن نامهٔ راستان که گوینده یاد آرد از باستان پس از روزگار س...
بخش ۳
چو دارا به رزم اندرون کشته شد همه دوده را روز برگشته شد پسر بد مر او را یکی شادکام خردمند و جنگی و ساسان به نام پدر را ب...
بخش ۴
چو نه ماه بگذشت بر ماهچهر یکی کودک آمد چو تابنده مهر به مانندهٔ نامدار اردشیر فزاینده و فرخ و دلپذیر همان اردشیرش پدر ک...
بخش ۵
چو آمد به نزدیکی بارگاه بگفتند با شاه زان بارخواه جوان را به مهر اردوان پیش خواند ز بابک سخنها فراوان براند به نزدیکی تخ...
بخش ۶
یکی کاخ بود اردوان را بلند به کاخ اندرون بندهای ارجمند که گلنار بد نام آن ماهروی نگاری پر از گوهر و رنگ و بوی بر اردوا...
بخش ۷
چو شد روی کشور به کردار قیر کنیزک بیامد بر اردشیر چو دریا برآشفت مرد جوان که یک روز نشکیبی از اردوان کنیزک بگفت آنچ روشن...
بخش ۸
چنان بد که بیماه روی اردوان نبودی شب و روز روشنروان ز دیبا نبرداشتی دوش و یال مگر چهر گلنار دیدی به فال چو آمدش هنگام ...
بخش ۹
چو شب روز شد بامداد پگاه بفرمود تا بازگردد سپاه بیامد دو رخساره همرنگ نی چو شب تیره گشت اندر آمد بری یکی نامه بنوشت نزد ...
بخش ۱۰
وزین سو به دریا رسید اردشیر به یزدان چنین گفت کای دستگیر تو کردی مرا ایمن از بدکنش که هرگز مبیناد نیکی تنش برآسود و ملاح...