پادشاهی گرشاسپ
از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه
0
دستهبندی
5
شعر
فهرست اشعار
بخش ۱
پسر بود زو را یکی خویش کام پدر کرده بودیش گرشاسپ نام بیامد نشست از بر تخت و گاه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه چو بنشست بر ...
1
بخش ۲
چنان شد ز گفتار او پهلوان که گفتی برافشاند خواهد روان گله هرچ بودش به زابلستان بیاورد لختی به کابلستان همه پیش رستم همی ...
2
بخش ۳
بزد مهره در جام بر پشت پیل ازو برشد آواز تا چند میل خروشیدن کوس با کرنای همان ژنده پیلان و هندی درای برآمد ز زاولستان رس...
3
بخش ۴
به رستم چنین گفت فرخنده زال که برگیر کوپال و بفراز یال برو تازیان تا به البرز کوه گزین کن یکی لشکر همگروه ابر کیقباد آفر...
4
بخش ۵
ز ترکان طلایه بسی بد براه رسید اندر ایشان یل صف پناه برآویخت با نامداران جنگ یکی گُرزهٔ گاو پیکر به چنگ دلیران توران برآ...
5