پادشاهی یزدگرد

از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه

0
دسته‌بندی
17
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱

چو بگذشت زو شاه شد یزدگرد به ماه سفندار مذ روز ارد چه گفت آن سخنگوی مرد دلیر چو از گردش روز برگشت سیر که باری نزادی مرا ...

1

بخش ۲

عمر سعد وقاس را با سپاه فرستاد تا جنگ جوید ز شاه چو آگاه شد زان سخن یزدگرد ز هر سو سپاه اندر آورد گرد بفرمود تا پور هرمز...

2

بخش ۳

فرستادهٔ نیز چون برق و رعد فرستاد تازان به نزدیک سعد یکی نامه‌ای بر حریر سپید نویسنده بنوشت تابان چو شید به عنوان بر از ...

3

بخش ۴

چو بشنید سعد آن گرانمایه مرد پذیره شدش با سپاهی چو گرد فرود آوریدندش اندر زمان بپرسید سعد از تن پهلوان هم از شاه و دستور...

4

بخش ۵

بفرمود تابرکشیدند نای سپاه اندر آمد چو دریا ز جای برآمد یکی ابر و برشد خروش همی کر شد مردم تیزگوش سنانهای الماس در تیره ...

5

بخش ۶

فرخ‌زاد هرمزد با آب چشم به اروندرود اندر آمد بخشم به کرخ اندر آمد یکی حمله برد که از نیزه‌داران نماند ایچ گُرد هم آنگه ز...

6

بخش ۷

دبیر جهاندیده را پیش خواند دل آگنده بودش همه برفشاند جهاندار چون کرد آهنگ مرو به ماهوی سوری کنارنگ مرو یکی نامه بنوشت با...

7

بخش ۸

یکی نامه بنوشت دیگر بطوس پر از خون دل و روی چون سندروس نخست آفرین کرد بر دادگر کزو دید نیرو و بخت و هنر خداوند پیروزی و ...

8

بخش ۹

وزان جایگه برکشیدند کوس ز بُست و نشاپور شد تا به طوس خبر یافت ماهوی سوری ز شاه که تا مرز طوس اندر آمد سپاه پذیره شدش با ...

9

بخش ۱۰

یکی پهلوان بود گسترده‌کام نژادش ز طرخان و بیژن بنام نشستش به شهر سمرقند بود بران مرز چندیش پیوند بود چو ماهوی بدبخت خودک...

10
1/2