پادشاهی یزدگرد بزه‌گر

از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه

0
دسته‌بندی
17
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱

چو شد پادشا بر جهان یزدگرد سپه را ز دشت اندرآورد گرد کلاه برادر به سر بر نهاد همی بود ازان مرگ ناشاد شاد چنین گفت با نام...

1

بخش ۲

ز شاهیش بگذشت چون هفت سال همه موبدان زو به رنج و وبال سر سال هشتم مه فروَدین که پیدا کند در جهان هور دین یکی کودک آمدش ه...

2

بخش ۳

چو بشنید زو این سخن یزدگرد روان و خرد را برآورد گرد نگه کرد از آغاز فرجام را بدو داد پرمایه بهرام را بفرمود تا خلعتش ساخ...

3

بخش ۴

جز از گوی و میدان نبودیش کار گهی زخم چوگان و گاهی شکار چنان بد که یک روز بی‌انجمن به نخچیرگه رفت با چنگ زن کجا نام آن رو...

4

بخش ۵

دگر هفته با لشکری سرفراز به نخچیرگه رفت با یوز و باز برابر ز کوهی یکی شیر دید کجا پشت گوری همی بر درید برآورد زاغ سیه را...

5

بخش ۶

پدر آرزو کرد بهرام را چه بهرام خورشید خودکام را به منذر چنین گفت بهرام شیر که هرچند مانیم نزد تو دیر همان آرزوی پدر خیزد...

6

بخش ۷

چنان بد که یک روز در بزمگاه همی بود بر پای در پیش شاه چو شد تیره بر پای خواب آمدش هم از ایستادن شتاب آمدش پدر چون بدیدش ...

7

بخش ۸

وزان پس غم و شادی یزدگرد چنان گشت بر پور چون باد ارد برین نیز چندی زمان برگذشت به ایران پدر پور فرخ به دشت ز شاهی پراندی...

8

بخش ۹

بدو گفت موبد که ای شهریار بگشتی تو از راه پروردگار تو گفتی که بگریزم از چنگ مرگ چو باد خزان آمد از شاخ برگ ترا چاره اینس...

9

بخش ۱۰

چو در دخمه شد شهریار جهان ز ایران برفتند گریان مهان کنارنگ با موبد و پهلوان هشیوار دستور روشن‌روان همه پاک در پارس گرد آ...

10
1/2