پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران
از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه
فهرست اشعار
بخش ۱
درخت برومند چون شد بلند گر آید ز گردون برو بر گزند شود برگ پژمرده و بیخ سست سرش سوی پستی گراید نخست چو از جایگه بگسلد پا...
بخش ۲
همی رفت پیش اندرون زال زر پس او بزرگان زرین کمر چو کاووس را دید دستان سام نشسته بر اورنگ بر شادکام به کش کرده دست و سراف...
بخش ۳
چو زال سپهبد ز پهلو برفت دمادم سپه روی بنهاد و تفت به طوس و به گودرز فرمود شاه کشیدن سپه سر نهادن به راه چو شب روز شد شا...
بخش ۴
ازان پس جهانجوی خسته جگر برون کرد مردی چو مرغی به پر سوی زابلستان فرستاد زود به نزدیک دستان و رستم درود کنون چشم شد تیره...
بخش ۵
برون رفت پس پهلو نیمروز ز پیش پدر گرد گیتی فروز دو روزه بیک روزه بگذاشتی شب تیره را روز پنداشتی بدین سان همی رخش ببرید ر...
بخش ۶
یکی راه پیش آمدش ناگزیر همیرفت بایست بر خیره خیر پی اسپ و گویا زبان سوار ز گرما و از تشنگی شد ز کار پیاده شد از اسپ و ژ...
بخش ۷
ز دشت اندر آمد یکی اژدها کزو پیل گفتی نیابد رها بدان جایگه بودش آرامگاه نکردی ز بیمش برو دیو راه بیامد جهانجوی را خفته د...
بخش ۸
چو از آفرین گشت پرداخته بیاورد گلرنگ را ساخته نشست از بر زین و ره برگرفت خم منزل جادو اندر گرفت همی رفت پویان به راه درا...
بخش ۹
وزانجا سوی راه بنهاد روی چنان چون بود مردم راهجوی همی رفت پویان به جایی رسید که اندر جهان روشنایی ندید شب تیره چون روی ...
بخش ۱۰
یکی مغفری خسروی بر سرش خوی آلوده ببر بیان در برش به ارژنگ سالار بنهاد روی چو آمد بر لشکر نامجوی یکی نعره زد در میان گروه...