غزلیات
از مجموعه اشعار فیض کاشانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
فیض نور خداست در دل ما از دل ماست نور منزل ما نقل ما نقل حرف شیرینش یاد آن روی شمع محفل ما در دل از دوست عقدهٔ مشکل در ک...
غزل شمارهٔ ۲
عشق گسترده است خوانی بهر خاصان خدا میزند هر دم صلائی سارعوا نحواللقا بر سرخوانش نشسته قدسیان ساغر بکف هین بیائید اهل دل ...
غزل شمارهٔ ۳
هشدار که هر ذره حسابست در اینجا دیوان حسابست و کتابست در اینجا حشرست و نشورست و صراطست و قیامت میزان ثوابست و عقابست در ...
غزل شمارهٔ ۴
هر دمم نیشی ز خویشی میرسد با آشنا عمر شد در آشنائیها و خویشی ها هبا کینه ها در سینه ها دارند خویشان ازحسد آشنایان در پی ...
غزل شمارهٔ ۵
علم رسمی از کجا عرفان کجا دانش فکری کجا وجدان کجا عشق را با عقل نسبت کی توان شاه فرمان ده کجا دربان کجا دوست را داد او ن...
غزل شمارهٔ ۶
هشدار که دیوان حسابست در اینجا با ماش خطابست و عتابست در اینجا تا آتش خشمش چکند بامن و با تو دلهای عزیزان همه آبست در ای...
غزل شمارهٔ ۷
میتوان برداشت دل از خویش و شد از جان جدا لیک مشکل میتوان شد از بر یاران جدا صحبت یاران خوشست و الفت یاران خوشست این دو ب...
غزل شمارهٔ ۸
زخود سری بدرآرم چه خوش بود بخدا زپوست مغز برآرم چه خوش بود بخدا فکنده ام دل و جانرا بقلزم غم عشق اگر دری بکف آرم چه خوش ...
غزل شمارهٔ ۹
زمهر اولیاء الله شانی کرده ام پیدا برای خویش عیشی جاودانی کرده ام پیدا رسا گر نیست دست من بقرب دوست یکتا زمهر دوستانش نر...
غزل شمارهٔ ۱۰
از عمر بسی نماند ما را در سر هوسی نماند ما را رفتیم ز دل غبار اغیار جز دوست کسی نماند ما را رفتیم به آشیانهٔ خویش رنج قف...