شمارهٔ ۸۷

از فیض کاشانی در شوق مهدی - غزلیات

بیا امام که آئین احمد آید باز
بیا امام که روی نبی نماید باز
بیا امام که از دست رفت ملت و دین
بیا امام که شرع محمد آید باز
بیا بیا که نمانده است شرع را رمقی
مگر ز روی تو در وی روان در آید باز
بیا امام که درهای علم را بستند
به یمن مقدم خیرت مگر گشاید باز
بیا امام که دل‏های خلق زنگ گرفت
مگر به صیقل لطف شما زداید باز
به پیش آینه دل هر آنچه می‏دارم
به جز خیال لقایت نمی‌‏نماید باز
بمرد فیض ز شوق تو ای امام زمان
بیا که در تن این مرده جان در آید باز

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید