شمارهٔ ۱

از نظام قاری در دیوان البسه - مثنویات

بسر تخفیفه روزی بدستار
سری میجست و بالائی زپندار
زنا که طیلسان بروی بر آشفت
لسان حال را بگشوده میگفت
(هر آن مهتر که با کهتر ستیزد)
(چنان افتد که هرگز برنخیزد)

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید