افتاده ام به صحبت نامردمان حزین
دور زمانه ام، ستمی زین بتر نکرد
وحشی غزال من، شده هم آخور خران
جوری به کس، زمانه ازین بیشتر نکرد
گردن کشید، از قفسی عندلیب و گفت
آسوده بلبلی که سر از بیضه برنکرد
نظرات
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...