بخش ۴۷ - آشکارا می شود روح هندوستان

از اقبال لاهوری در جاویدنامه

آسمان شق گشت و حوری پاک زاد
پرده را از چهره خود بر گشاد
در جبینش نار و نور لایزال
در دو چشم او سرور لایزال
حله ئی در بر سبکتر از سحاب
تار و پودش از رگ برگ گلاب
با چنین خوبی نصبیش طوق و بند
بر لب او ناله های درد مند
گفت رومی «روح هند است این نگر
از فغانش سوزها اندر نگر»

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید