بخش ۸۷ - مناجات

از جامی در هفت اورنگ - سلسلةالذهب - دفتر اول

ای خدا کمترین گدای توام
چشم بر خوان کبریای توام
می رسم بر در تو هر روزه
شی ء لله زنان به دریوزه
نفس و شیطان که خصم دین منند
چون سگان خفته در کمین منند
گر چنین خوار و بی کسم نگرند
پوست بر من چو پوستین بدرند
از بد این سگان امانم ده
هر چه آنم به است آنم ده

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید