غزلیات
از مجموعه اشعار امیرخسرو دهلوی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ابر میبارد و من میشوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟ ابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه...
شمارهٔ ۲
صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را کآفرید از آب و گل سروی چو تو چالاک را تلخ میگویی و من میبینمت از دور و بس زهر کی آید ...
شمارهٔ ۳
مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا من و دردت، چو تو درمان نمیخواهی دل ما را منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیده ...
شمارهٔ ۴
گه از می تلخ میکن آن دو لعل شکرافشان را که تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را کنم دعوی عشق یار و آنگه زو وفا جویم زه...
شمارهٔ ۵
زمانه شکل دیگر گشت و رفت آن مهربانیها همه خونابهٔ حسرت شدست آن دوستگانیها عزیزانی که از صبحت گرانتر بودهاند از جان چ...
شمارهٔ ۶
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را در شهر به بدنامی افسانه کند ما را بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری ترسم که غمت از جا...
شمارهٔ ۷
آن طره به روی مه بنهاد سر خود را از خط غبار آن رخ پوشیده خور خود را چون دید گل رویش در صحن چمن، زان گل ایثار قدومش کرد ا...
شمارهٔ ۸
چنانی در نظر نظارگان را که رونق بشکنی مه پارگان را چنان نالان همی گردم به کویت که دل خون می شود نظارگان را تو در خواب خو...
شمارهٔ ۹
صبا نو کرد باغ و بوستان را پیاله داد نرگس ارغوان را به خط سبز، صحرا نسخه برداشت سواد روشن دارالجنان را سحرگاهان چکید از ...
شمارهٔ ۱۰
گل من سبزه زاری کرد پیدا زمانه نوبهاری کرد پیدا در این موسم که از تأثیر نوروز جهان نو روزگاری کرد پیدا ز کوه ابر سنگ ژال...