خسرو و شیرین
از مجموعه اشعار امیرخسرو دهلوی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
بخش ۱ - سرآغاز
خداوندا دلم را چشم بگشای به معراج یقینم راه بنمای به رحمت باز کن گنجینهٔ جود درونم خوان بشادروان مقصود دلی بخش از ثنای خ...
بخش ۲ - در توحید
به نام آنکه جان را زندگی داد طبیعت را به جان پایندگی داد خداوندیکه حکمت بخش خاکست کمینه بخشش او جان پاکست دو کون از صنع ...
بخش ۳ - مناجات
خدایا چون به منشور الهی رقم کردی سپیدی و سیاهی ز باران عنایت گل سرشتی برات مردمی بر وی نبشتی مثال هستی ما هم ز اول به تو...
بخش ۴ - وصف معراج نبی
سخن آن به که بهر ارجمندی ز معراج نبی یابد بلندی رسولی کاسمان را پایه داده رکابش عرش را پیرایه داده شبی تنگ آمده زین حجره...
بخش ۵ - در فضیلت عشق
جهان بی عشق سامانی ندارد فلک بی میل دورانی ندارد نه مردم شد کسی کز عشق پاکست که مردم عشق و باقی آب و خاکست چراغ جمله عال...
بخش ۶ - آغاز داستان
به تاریخ عجم دانندهٔ راز چنین کرد این حکایت را سرآغاز که چون خورشید هرمز رفت در خاک کشید اکلیل خسرو سر بر افلاک جهان را ...
بخش ۷ - گریختن خسرو از مداین
چو بر هرمز سر آمد پادشاهی ز خسرو تازه گشت آن کینه خواهی بر آن شد کاتش کین بر فروزد درو بهرام چوبین را بسوزد فراوان داد ر...
بخش ۸ - رسیدن خسرو به شیرین در شکارگاه
چو صورتگر نمود آن صورت حال به دام افتاد مرغ فارغ البال ملک را در گرفت آنحال شیرین که شیرین آمدش تمثال شیرین سوی ارمن شتا...
بخش ۹ - اظهار عشق کردن خسرو به شیرین
چو صبح از پرده راه عاشقان کرد برون زد شعلهٔ گرم و دم سرد دگر ره باز شیرین مجلس آراست حریفان راست گشتند از چپ و راست دو ب...
بخش ۱۰ - آگاه کردن خسرو شیرین را از قصد سفر خود به سوی قیصر روم
حلاوت سنج شیرین شکر خند چنین برداشت مهر از حقه قند که با خسرو چو شیرین بست پیمان که این بلقیس گردد آن سلیمان ملک بر رسم ...