مجنون و لیلی

از مجموعه اشعار امیرخسرو دهلوی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
31
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - باسم الملک الوهاب

ای داده به دل خزینهٔ راز عقل از تو شده خزینه پرداز ای دیده گشای دوربینان سرمایه دهٔ تهی نشینان ای تو به همین صفت سزاوار ...

1

بخش ۲ - مناجات در حضرت واهب منی و نجات

ای عذر پذیر عذرخواهان عفو تو شفیع پرگناهان خسرو که کمینه بندهٔ تست در هر چه فتد فگندهٔ تست آنرا که تو افگنی بهر زیست بر ...

2

بخش ۳ - نعت خاتم انبیا که لوح محفوظ نگین راستین اوست، و کلام الله نقش نگین او، زین الله خاتم امورنا، بایادیه

شاه رسل و شفیع مرسل خورشید پسین و نور اول جاروب زنان بارگاهش ازپر فرشتهٔ رفته راهش شمشیر سیاستش سرانداز شمشیر زبانش گوهر...

3

بخش ۴ - در طیران آن سیمرغ قاف قران سوی سواد ما زاغ با طاوس سدره یمد لله ظلها علینا

فرخنده شبی که آن جهان گیر از نطع زمین شد آسمان گیر برخاست ز خوابگاه این دیر در مرقد چرخ شد سبک سیر برداشت ازین خرابه محم...

4

بخش ۵ - مدح شیخ الطریقه نظام الحق والحقیقة محمدی، که عیسی آخر الزمانش فرستادند، تا دم جان بخش او: اسلام محمدی را از سر زنده گردانیده، و عمر جاوید بخشید متع الله المسلمین به طول بقائه

چون گوهر مدح خواجه سفتم وز غیب شنیدم، آنچه گفتم اکنون قدری در معانی ریزم بسر جنید ثانی قطب زمن و پناه ایمان سر جمله جمله...

5

بخش ۶ - فی المحمده المحمدیه، و هو ختم اخلفاء العرب و العجم، وارث الخلافه من آدم، علاء الدنیا و الدین، ناصر امیرالمؤمنین، المستنصر برب العالمین، المستعم به حبل الله المتین، رفع فی الخلافه در جاته، و جعل اخلاقه خلفاء الا قالیم فی حیاته

شاهی که، به نصرت خدایی، ختمست برو جان گشایی سلطان جهان علاء دنیا سرمایه ده سرای دنیا چون سعد فلک سعادت اندود یعنی که محم...

6

بخش ۷ - در سبب نظم این جواهر، و سر رشتهٔ دقت را درو کشیدن، و در نظر جوهریان مبصر داشتن، و قیمت عدل خواستن

چون من بدو نامه زین ورق پیش راندم قلمی ز نکتهٔ خویش از روح قدس شنیدم آواز کای کرده لب تو گوش من باز نی آن رقم خیال کردی ...

7

بخش ۸ - راه نمودن فرزند قره‌العین عین‌الدین خضر را، که از ظلمات دنیا سوی روشنایی گراید، رواه الله من عین الحیوة عمره، کالخضر، بصحه الذات

ای چاره ده‌ ماهه زرگانی هم خضر و هم آب زندگانی اکنون که نداری از خرد ساز می‌پروردت زمانه در ناز امید که چون شوی خردمند خ...

8

بخش ۹ - حکایت شبانی که از غایت همّت‌، تیغ را آیینه وجاهت و قلم را عمدهٔ دولت خود ساخت

گویند که در عرب، جوانی بوده‌ست ز نسبت شبانی بختش چو به اوج رهبری داشت همّت به فلک برابری داشت زان پیشه کز اصل کار بودش ا...

9

بخش ۱۰ - آغاز سلسله جنبانیدن مجنون و لیلی

دندانه گشای قفل این راز زین گونه در سخن کند باز کان روز که زاد قیس فرخ رخشنده شد آن قبیله را رخ زان نور خجستهٔ شب افروز ...

10
1/4