شمارهٔ ۹ - در حسرت بر عمر گذشته

از عبید زاکانی در دیوان اشعار - مقطعات

به نای و نی همه عمرم گذشت و می‌گفتم
دریغ عمر و جوانی که می‌رود بر باد
به آه و ناله کنون دل نهاده‌ام چه کنم
قضا قضای خدای است هرچه بادا باد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید