قصاید
از مجموعه اشعار اوحدی مراغهای در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - له فیالمناجات
راه گم کردم، چه باشد گر به راه آری مرا؟ رحمتی بر من کنی وندر پناه آری مرا؟ مینهد هر ساعتی بر خاطرم باری چو کوه خوف آن س...
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - وله روح الله روحه
آن نفس را، که ناطقه گویند، بازیاب تا روشنت شود سخن گنج در خراب او را ز خود چو بازشناسی درو گریز خود را ازو چو فرق کنی، ر...
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - وله فیالموعظه
گر آن جهان طلبی، کار این جهان دریاب به هرزه میگذرد عمر، وارهان، دریاب تو غافلی و رفیقان به کار سازی راه چه خفتهای؟ که ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - وله فیالطامات
ای دل، تویی و من، بنشین کژ، بگوی راست تا ز آفرینش تو جهان آفرین چه خواست؟ گر خواب و خورد بود مراد، این کمال نیست ور علم ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - فیمنقبت امیرالمؤمنین حسین بن علی بن ابیطالب رضیالله عنهما
این آسمان صدق و درو اختر صفاست؟ یا روضهٔ مقدس فرزند مصطفاست؟ این داغ سینهٔ اسدالله و فاطمه است؟ یا باغ میوهٔ دل زهرا و م...
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - وله روحالله روحه
مباش بندهٔ آن کز غم تو آزادست غمش مخور، که به غم خوردن تو دلشادست مریز آب دو چشم از برای او در خاک که گر بر آتش سوزنده د...
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - وله سترالله عیوبه
چرخ گردان روشن از رای منست دور گردون کار فرمای منست گردن و گوش عروس نطق را زین و زیب از نطق زیبای منست غرهٔ روی معانی تا...
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - وله روحالله روحه
بر آستان در او کسی که راهش هست قبول و منزلت آفتاب و ماهش هست به راستی سر ازین دامگاه دامنگیر کسی برد که ز توفیق او پناه...
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - وله فیطلب الحقایق
این چرخ گرد گرد کواکب نگار چیست؟ وین اختر ستیزه گر کینه کار چیست؟ هان! ای حکیم، هرچه بپرسم ترا، بگوی تا منکشف شود که دری...
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا نورالله قبره
مستان خواب را خبری از وصال نیست دلمرده را سماع نباشد چو حال نیست دینت خدای داد و زبان داد و عقل داد یاد خدای کن به زبان...