منطقالعشاق
از مجموعه اشعار اوحدی مراغهای
فهرست اشعار
بخش ۱ - سر آغاز
به نام آنکه ما را نام بخشید زبان را در فصاحت کام بخشید به نور خود بر افروزندهٔ دل به نار بیدلی سوزندهٔ دل سر هر نامهای ...
بخش ۲ - در احوال خویش و صفت ممدوح
در آن ایام کز من دور شد بخت سراسر کار من بینور شد سخت مرا دولت زِ خود پرتاب میکرد تنم پُر تب، دلم پُر تاب میکرد در ...
بخش ۳ - در دعای ممدوح خداوند زاده
خداوندا، به ارواح بزرگان که یوسف را نگه داری ز گرگان بزرگش دار در دانش چو یوسف عزیز مصر گردانش چو یوسف برنجش را ز باد غم...
بخش ۴ - در مذمت روزگار
جهان خالیست، من در گوشه زانم مروت قحط شد، بیتوشه زانم اگر بودی چنان چون بود ازین پیش بزرگی کو بدانستی کم از بیش چرا بای...
بخش ۵ - در مناجات
ازین گفتن، خدایا، شرم دارم و زان حضرت به غایت شرمسارم ز فیض خود دلم پر نور گردان زبانم را ز باطل دور گردان ضمیرم را ز مع...
بخش ۶ - آغاز ده نامه
شنیدم کز هوسناکان جوانی به ناگه فتنه شد بر دلستانی رخش زرد و تنش باریک میشد جهان بر چشم او تاریک میشد شبی بیدار بود، از ...
بخش ۷ - نامهٔ اول از زبان عاشق به معشوق
نسیم باد نوروزی، چه داری؟ گذر کن سوی آن دلبر به یاری نگار ماهرخ، ترک پریوش بت گل روی سیم اندام سرکش فروغ نور چشم شهریارا...
بخش ۸ - غزل
عنایتها توقع دارم از تو که هم آشفته و هم زارم از تو عزیزی پیش من چون جان اگر چه به چشم خلق گیتی خوارم از تو ز کار من مش...
بخش ۹ - مثنوی
غلامی میکنم تا زنده باشم بمیرم، همچنانت بنده باشم مرا دم بعد ازین امیدواری روان گردان، به امیدی که داری...
بخش ۱۰ - آگاه شدن معشوق از حال عاشق
چو بشنید این سخن، بر زاری او بتندید از پریشان کاری او به دل در دشمنی چیزی نبودش ولی در دوستی میآزمودش...