شخصی نشسته بود و کیرش پیدا بود. پسر گفت: «بابا این چیست؟» گفت: «پای بابای توست». گفت: «این پای را کفش کجاست؟» گفت: «مادرت کهنه طرطوسی دارد که گاهگاه به این پای میکشم».
نظرات
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...