غزلیات
از مجموعه اشعار صائب در دیوان اشعار
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
اگر نه مدِّ بسمالله بودی تاجِ عنوانها نگشتی تا قیامت نوْ خطِ شیرازه دیوانها نه تنها کعبه صحراییست دارد کعبهٔ دل هم ...
غزل شمارهٔ ۲
آنچنان کز رفتن گل خار میماند به جا از جوانی حسرت بسیار میماند به جا آهِ افسوس و سرشکِ گرم و داغِ حسرت است آنچه از عمرِ...
غزل شمارهٔ ۳
نغمه آرام از من دیوانه میسازد جدا خواب را از دیده این افسانه میسازد جدا پردهٔ شرم است مانع در میان ما و دوست شمع را فا...
غزل شمارهٔ ۴
جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدا در صدف از راه غلطانی گهر باشد جدا از فشردن غوطه در دریای وحدت میزند گرچه از هم بند بند ...
غزل شمارهٔ ۵
شد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدا این کباب تر به خون دل شد از اخگر جدا نقش هستی را به آسانی ز دل نتوان زدود بی گداز از ...
غزل شمارهٔ ۶
خط نمیسازد مرا زان لعل جانپرور جدا تشنه کی گردد به تیغ موج از کوثر جدا؟ سبزهٔ خط، لعل سیراب تو را بی آب کرد آب را هرچن...
غزل شمارهٔ ۷
با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا هر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جدا نان جو خور در بهشتِ جاودان پاینده باش کز بهش...
غزل شمارهٔ ۸
گرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدا نیستند اما به وقت گیر و دار از هم جدا مستی و مخموری از هم گرچه دور افتادهاند نیست...
غزل شمارهٔ ۹
میشوند از سردمهری دوستان از هم جدا برگها را میکند باد خزان از هم جدا قطره شد سیلاب و واصل شد به دریای محیط تا به کی ب...
غزل شمارهٔ ۱۰
گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا موج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جدا از جدایی قطع پیوند خدایی مشکل است گر شود سی پ...