شمارهٔ ۴۹

از سنایی غزنوی در دیوان اشعار - قصاید و قطعات

چه ممسکی که ز جود تو قطره‌ای نچکد
اگر در آب کسی جامهٔ تو برتابد
به مجلسی که تو باشی ز بخل نگذاری
که رادمردی از آن صدر نیکویی یابد
به ابر برشده مانی بلند و بی‌باران
کدام زایر و شاعر سوی تو بشتابد
کو خود نباری و بر هیچ خلق نگذاری
مر آفتاب فلک را که بر کسی تابد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید