فرهنگ پارسی
از مجموعه اشعار ادیب الممالک فراهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - گفتار میرزا صادق خان امیری - ادیب الممالک فراهانی
آن بت شوخ چشم مه سیما نظم فرهنگ فرس جست از ما فاعلاتن مفاعلن فعلن شو به بحر خفیف چامه سرا پاک یزدان و ایزد است خدا هده ح...
شمارهٔ ۲ - بند دوم
بت من چه این داستان میسرود به بحر تقارب تقرب نمود فعولن فعولن فعولن فعول چه خوش باشد این سنجه با چنگ و رود گریوه بود پش...
شمارهٔ ۳ - بند سوم
بزن ای دلبر هر هفت کرده نوای دوستی را هفت مرده مفاعلین مفاعلین مفاعیل هزج آغاز کن در هفت پرده سرود و سِتر و آهنگ است پرد...
شمارهٔ ۴ - بند چهارم
سپیده چو زد دامن چرخ چاک پر از سیم و زر گشت دامان خاک بت من ز بحر تقارب کشید به گوش خرد گوهری تابناک فعولن فعولن فعلون ف...
شمارهٔ ۵ - بند پنجم
ای خطت چون تازه سنبل وی رخت چون تازه وَرد سنبل از رشک تو پیچان لاله از رنگ تو زرد فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات از رمل ...
شمارهٔ ۶ - بند ششم
دوشینه چو آن شوخ شد از باغ به خانه دلجوئی من کرد و نیاورد بهانه وین قطعه که از طبع امیری است فرو خواند در بحر هزج با دف ...
شمارهٔ ۷ - بند هفتم
زهی بچین دو زلف از حبش گرفته خراج نموده لشگر حسنت عقول را تاراج مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ز بهر مبحث این قطعه گشته استخ...
شمارهٔ ۸ - بند هشتم
ای آنکه گفتار ترا هوش و روان پاسخ بود وز آتش عشقت دلم تابنده چون دوزخ بود مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن بلبل به تقطیع ...
شمارهٔ ۹ - بند نهم
ای دلبر طرازی با ما چرا به نازی عنبر چرا نسائی بربط چرا نسازی مستعفلن فعولن مستعفلن فعولن بحر مضارع است این گر خوش همی ن...
شمارهٔ ۱۰ - بند دهم
ای رخت چون ماه نخشب وی لبت لعل بدخش از نگاهی عمر کاهی وز نگاهی روح بخش فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات هست در بحر رمل این...