قصاید
از مجموعه اشعار ادیب الممالک فراهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - در برانگیختن ایرانیان و وطنپرستان بر ضد تقسیم ایران فرماید
چند کشی جورِ این سپهرِ کهن را چند بکاهی روان و خواهی تن را مرد چو رختِ شرف ندوخت بر اندام باید پوشد به دوشِ خویش کفن را ...
شمارهٔ ۲ - در نکوهش سپاهیان روس تزاری هنگام توپ بستن بگنبد امام هشتم فرماید
خراب کردند این قوم ملک ایران را به باد دادند آیین و دین و ایمان را کجا رسد به مراد آنکه باز گردانید ز کعبه روی و بدل پشت...
شمارهٔ ۳
بشارت باد سلطان غری را که جیش عشرت آمد عسگری را ز نرجس زاده حی العالم امروز سمن پرورد گلبرگ طری را گلی روئید کامد سجده و...
شمارهٔ ۴ - در حماسه و نکوهش زمامداران ایران هنگام توپ بستن سپاهیان تزاری روس به بارگاه امام هشتم فرماید
تا به دارالملک عزلت گشتهام فرمانروا تاج فقرم ساخت بر تخت قناعت پادشا آستین افشاندم از گرد علایق آشکار تا زدم مردانه بر ...
شمارهٔ ۵ - چکامه
نظاره کن بدایع گردون را تا پی بری صنایع بیچون را تا بینی آن عجایب کز هر یک کالیوه گشته مغز، فلاطون را بنگر چگونه ساخته ب...
شمارهٔ ۶
با خلق چون حدیث کنم ز این ستارهها با کودکان چه گویم ازین گاهوارهها گهوارههای زرین بینی بر آسمان همچون زمین غنوده در آ...
شمارهٔ ۷ - در نکوهش حاج آقا محسن عراقی گوید
شها ببین عمل عالم مکرم را ببین جناب شریعتمدار اعظم را روا بود که باسلام گوید المسلم هر آنکه بنگرد این مفتی مسلم را اگر ن...
شمارهٔ ۸ - در ستایش امیر نظام گروسی فرماید
چو در خواب شد دیده پاسبانها نوای درای آمد از کاروانها به محمل گزیدند جا خوبرویان به تنها دمیدند گفتی روانها سمنسینگ...
شمارهٔ ۹ - این چکامه را در نکوهش تروربازی فرقهٔ دموکرات در ایران و تایید فرقهٔ اتفاق و ترقی در شهر سمنان سروده
چون مرد پیشه کرد شکیب و ثبات را بشکست پرچم علم حادثات را مرد آن بوَد که چون خطر آید به جاه وی قربان کند به مجد و شرافت ح...
شمارهٔ ۱۰
ای شده در ره پی پذیرهٔ دارا چند کند دل به دوری تو مدارا این منم از نار فرقت تو سراپای سوخته همچون وکیل صدر بخارا لعل چو ...