رباعیات طنز

از مجموعه اشعار ادیب الممالک فراهانی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
89
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - حمایل

ای آنکه ترا چو مه شمایل باشد جانم به شمایل تو مایل باشد اندر عوض دست من این رشته زر بگذار بگردنت حمایل باشد...

1

شمارهٔ ۲

ای آنکه خوش است در فراقت مردن در هجر تو چاره نیست جز غم خوردن آن رشته حمایل تو را افکندم چون رشته مهربانیت در گردن...

2

شمارهٔ ۳ - انگشتر

ای وصل تو از ملک سلیمان خوشتر دادم ز برای تو یکی انگشتر از حلقه او حال دل من بشناس وز گوهر او لعل لب خود بنگر...

3

شمارهٔ ۴

انگشتر التفاتی ایدوست رسید ایزد نکند از تو مرا قطع امید انگشت رضا به چشم و جانم بنهاد در حلقه بندگی شدم چون خورشید...

4

شمارهٔ ۵ - گوشواره

زر در رهت از چهره نثار آوردم گوهر ز دو چشم اشکبار آوردم گر باد صبا رساند اندر گوشت از آه شبانه گوشوار آوردم...

5

شمارهٔ ۶

تا از می عشق جرعه نوش تو شدم حیران کمال و عقل و هوش تو شدم چون پند تو گوشواره کردم در گوش یعنی که ز جان حلقه بگوش تو شدم...

6

شمارهٔ ۷ - دست بنده و خلخال

چون شد دل و جانم از نگاهی مستت دل شد که چو دست بند بوسد دستت جان نیز بهم چشمی دل شد خلخال وز چشم برون آمده شد پابستت...

7

شمارهٔ ۸

ای آنکه به هجران تو از جان سیرم وز دوری رویت از جهان دلگیرم از غیر تو دست بنده دستم بربست وز مهر تو خلخال بپا زنجیرم...

8

شمارهٔ ۹ - سیب

ای قد تو در گلشن جان نخل امید خطت چو بنفشه ای که در باغ دمید دادم به حضور تو به صد روسیهی سیبی که چو رخسار تو سرخ است و ...

9

شمارهٔ ۱۰

ای آنکه ترا پنجه شیری باشد در جنگ غمت ساز دلیری باشد سیب تو قبول کردم اما ترسم این راست شود که سیب سیری باشد...

10
1/9