قصاید
از مجموعه اشعار انوری ابیوردی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در مدح علاء الدین ابوعلی الحسن الشریف
سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا علاء دین که سپهریست از سنا و علا خلاصهٔ همه اولاد خاندان نظام خلاصهٔ به حقیقت خلاصهٔ به س...
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح امیر اجل ابو علی علاء الدین حسن
سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا بهاء دین خدا آن جهان قدر و بها ابوعلی حسن آن مسند سمو و علو که آفتاب جلالست و آسمان سخا ب...
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح شاهزاده عمادالدین
ای داده به دست هجر ما را خود رسم چنین بود شما را بر گوش نهادهای سر زلف وز گوشهٔ دل نهاده ما را تا کی ز دروغ راست مانند ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح وزیر
ای قاعدهٔ تازه ز دست تو کرم را وی مرتبهٔ نو ز بنان تو قلم را از سحر بنان تو وز اعجاز کف تست گر کار گذاریست قلم را و کرم ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در مدح امیر سید مجدالدین ابوطالب
زان پس که قضا شکل دگر کرد جهان را وز خاک برون برد قدر امن و امان را در بلخ چه پیری و جوانی بهم افتاد اسباب فراغت بهم افت...
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح عمادالدین فیروز شاه
باز این چه جوانی و جمالست جهان را وین حال که نو گشت زمین را و زمان را مقدار شب از روز فزون بود بدل شد ناقص همه این را شد...
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح خواجه ناصرالدین طاهر
نصر فزاینده باد ناصر دین را صدر جهان خواجهٔ زمان و زمین را صاحب ابوالفتح طاهر آنکه ز رایش صبح سعادت دمید دولت و دین را آ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح
صبا به سبزه بیاراست دار دنیی را نمونه گشت جهان مرغزار عقبی را نسیم باد در اعجاز زنده کردن خاک ببرد آب همه معجزات عیسی را...
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در مدح صاحب مجدالدین ابوالحسن عمرانی
اینکه میبینم به بیداریست یا رب یا به خواب خویشتن را در چنین نعمت پس از چندین عذاب آن منم یا رب در این مجلس به کف جزو م...
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در مدح ناصرالدین طاهر
چون وقت صبح چشم جهان سیر شد ز خواب بگسسته شد ز خیمهٔ مشکین شب طناب بنمود روی صورت صبح از کران شب چون جوی سیم بر طرف نیلگ...