بخش هفتم

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در الهی نامه

0
دسته‌بندی
20
شعر

فهرست اشعار

المقالة السّابعة

پسر گفتش که این کاری بلندست که داند تا علو عشق چندست بقدر مایه برتر می‌توان شد بیک یک پایه بر سر می‌توان شد چنان اَوجی ک...

1

جواب پدر

پدر گفتش که چیزی بایدت خواست که آن در حضرت عزت بود راست که گر لایق نباشد آنچه خواهی ترا آن چیز نبوَد جز تباهی...

2

(۱) حکایت عیسی علیه السلام با آن مرد که اسم اعظم خواست

ز عیسی آن یکی درخواست یک روز که نام مهتر حقّم درآموز مسیحش گفت تو این را نشائی چه خواهی آنچه با آن برنیائی بسی آن مرد سو...

3

(۲) حکایت ابرهیم علیه السلام با نمرود

مگر نمرود را چون هشتصد سال برآمد تیره شد حالی بر او حال اگرچه از تکبّر پیل‌تن بود ولی یک پشّه او را راه‌زن بود یقینش شد ...

4

(۳) حکایت مرد ترسا و شیخ بایزید

یکی ترسا میان بسته به‌زنّار به پیش بایزید آمد ز بازار مسلمان گشت و کرد از شک کناره پس آنگه کرد آن زنّار پاره چو ببرید آن...

5

(۴) حکایت دیوانه‌ای که سر بر در کعبه می‬‌زد

یکی دیوانه‌ای گریان و دل‌سوز شبی در پیش کعبه بود تا روز خوشی می‌گفت اگر نگشایی‌ام در بدین در همچو حلقه می‌زنم سر که تا آ...

6

(۵) حکایت ایّوب علیه السلام

چنین نقل است که‌ایّوب پیمبر که عمری در بلایی بود مضطر هم از گرگان‌ِ دنیا رنج دیده هم از کِرمان بسی سختی کشیده درآمد جبرئ...

7

(۶) حکایت یوسف همدانی علیه الرحمة

چنین گفته‌ست آن شمع دل‌فروز همه دان یوسف همدان یکی روز که یوسف را چنین گفتند احرار که ای کرده زلیخا را دل‌افگار زنی شد ع...

8

(۷) حکایت زلیخا

عزیزی از زلیخا کرد درخواست که چون یوسف ببردت دل‌؟ بگو راست که گر این دل تو داری می‌کنی ناز اگر می‌خواهی از یوسف تو دل با...

9

(۸) تمثیل

بزرگی گفت ازل همچون کمان است هزاران تیر هر دم زو روان است ز دیگر سو ابد آماج‌گاهی نه زین سو و نه زان امکانِ راهی همی هر ...

10
1/2