بخش نهم

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در الهی نامه

0
دسته‌بندی
15
شعر

فهرست اشعار

المقالة التاسعة

سوم فرزند آمد با کمالی پدر را داد حالی شرح حالی که یک جامست در گیتی نمائی من آن خواهم نخواهم پادشائی شنودستم که آن جامی ...

1

جواب پدر

پدر گفتا که جهلت غالب آمد دلت این جام را زان طالب آمد که تا چون واقف آئی از همه راز شوی برجملهٔ عالم سرافراز چو خود را ب...

2

(۱) حکایت سلطان محمود با پیرزن

مگر سلطانِ دین محمودِ غازی به تیزی با سپه میراند تازی بره در بیوهٔ را دید جائی ببسته رقعهٔ را بر عصائی ز دست ظالمان او د...

3

(۲) حکایت بهلول و گورستان

مگر بهلول چوبی داشت در دست که بر هر گور می‌زد تا که بشکست بدو گفتند ای مرد پر آشوب چرا این گورها را می‌زنی چوب چنین گفت ...

4

(۳) حکایت پادشاه که علم نجوم دانست

نجومی نیک می‌دانست آن شاه شد آگه کو فلان ساعت فلان ماه شود بیچاره در دست بلائی بکرد القصّه او از سنگ جائی چو کرد از سنگ ...

5

(۴) حکایت

چنین گفته‌ست آن پاکیزه ذاتی که گر یابد کسی از حق وفاتی از اول روز ماتم داریش تو دوُم روز و سوُم همداریش تو زماتم تا بهفت...

6

(۵) حکایت شقیق بلخی و سخن گفتن او در توکل

شقیق بلخی آن شیخ مدرّس مگر می‌گفت در بغداد مجلس سخنها در توکل پاک می‌گفت برفعت برتر از افلاک می‌گفت بمردم گفت در باب توک...

7

(۶) حکایت دیوانۀ که از حق کرباس می‬خواست

مگردیوانهٔ شوریده برخاست برهنه بُد ز حق کرباس می‌خواست کالهی پیرهن در تن ندارم وگر تو صبر داری من ندارم خطابی آمد آن بی‌...

8

(۷) حکایت دیوانه که اشک می‬ریخت

یکی دیوانه می‌ریخت اشکِ بسیار یکی گفتش چرا گرئی چنین زار بگویم، گفت ازانم خون فشانی که تا دل سوزدش بر من زمانی یکی گفتش ...

9

(۸) حکایت شیخ ابوبکر واسطی با دیوانه

درآمد واسطی را انتباهی بدیوانه ستان در شد بگاهی یکی دیوانهٔ را دید سرمست که گاهی نعره زد گه دست بر دست ز شادی می‌شدی او ...

10
1/2