بخش پنجم
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در الهی نامه
فهرست اشعار
المقالة الخامسة
دوُم فرزند آمد با پدر گفت که من در جادوئی خواهم گهر سفت ز عالم جادوئی میخواهدم دل مرا گر جادوئی آید به حاصل تماشا میکن...
جواب پدر
پدر گفتش که دیوت غالب آمد دلت زان جادوئی را طالب آمد که از دیوت گر این حاصل نبودی ترا این آرزو در دل نبودی اگر زین دیو ب...
(۱) حکایت شبلی با مرد نانوا
مگر بودهست جایی نانوایی که بشنید او ز شبلی ماجرایی بسی بشنیده بود آوازهٔ او ندیده بود روی تازهٔ او بسی در شوق او بنشسته...
(۲) حکایت مرد نمازی و مسجد و سگ
شبی در مسجدی شد نیک مردی که در دین داشت اندک مایه دردی عزیمت کرد آن شب مردِ دلسوز که نبوَد جز نمازش کار تا روز چو شب تار...
(۳) مناظرۀ عیسی علیه السلام با دنیا
مسیح پاک کز دنیا علو داشت بسی دیدار دنیا آرزو داشت مگر میرفت روزی غرقهٔ نور بره در پیر زالی دید از دور سپیدش گشته موی و...
(۴) حکایت رهبان با شیخ ابوالقاسم همدانی
یکی رُهبان مگر دَیری نکو کرد درش در بست و یک روزن فروکرد در آنجا مدّتی بنشست در کار ریاضتها بهجای آورد بسیار مگر بوال...
(۵) حکایت مرد ترسا که مسلمان شد
یکی ترسا مسلمان گشت و پیروز بمی خوردن شد آن جاهل دگر روز چو مادر مست دید او را ز دردی بدو گفت ای پسر آخر چه کردی که شد آ...
(۶) حکایت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه
عمر یک جزو از توریت بگرفت پیمبر چون چنان دیدش چنین گفت که با توریت ممکن نیست بازی مگر خود را جهود صرف سازی جهود صِرف بای...
(۷) حکایت گبر که پُل ساخت
یکی گبری که بودی پیر نامش که جِدّی بود در گبری تمامش یکی پُل او زمال خویشتن کرد مسافر را محبّ از جان و تن کرد مگر سلطانِ...
(۸) سؤال مرد درویش از جعفر صادق
مگر پرسید آن درویش حالی به صدق از جعفر صادق سؤالی که از چیست این همه کارت شب و روز جوابش داد آن شمع دلفروز که چون کارم ی...