قصاید
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱
سبحان قادری که صفاتش ز کبریا بر خاک عجز میفکند عقل انبیا گر صد هزار قرن همه خلق کاینات فکرت کنند در صفت و عزت خدا آخر ب...
قصیدهٔ شمارهٔ ۲
ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلا پرواز کن به ذروهٔ ایوان کبریا بر دل در دو کون فروبند از گمان گر چشم خویش بازگشایی از آن...
قصیدهٔ شمارهٔ ۳
مورچهٔ خط تو، کرد چو موری مرا کی کند ای مشک مو مور تو چندین جفا روی تو با موی و خط مور و سلیمان به هم موی تو هندو لقب مو...
قصیدهٔ شمارهٔ ۴
خطاب هاتف دولت رسید دوش به ما که هست عرصهٔ بیدولتی سرای فنا ولی چو نفس جفاپیشه سد دولت شد طریق دولت دل بسته شد به سد جف...
قصیدهٔ شمارهٔ ۵
اگر ز گلبن خلقش گلی به بار رسد به حکم نیشکر آرد برون ز زهرگیا خدایگانا امروز در سواد جهان به قطع تیغ تو را دیدهام ید بی...
قصیدهٔ شمارهٔ ۶
ندارد درد من درمان دریغا بماندم بی سر و سامان دریغا درین حیرت فلک ها نیز دیر است که میگردند سرگردان دریغا درین دشواری ر...
قصیدهٔ شمارهٔ ۷
وقت کوچ است الرحیل ای دل ازین جای خراب تا ز حضرت سوی جانت ارجعی آید خطاب بال و پر ده مرغ جان را تا میان این قفس بر دلت پ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۸
بس کز جگرم خون دگرگونه چکیده است تا دست به کام دل خویشم برسیده است و امروز پشیمانی و درد است دلم را در عمر خود از هرچه ب...
قصیدهٔ شمارهٔ ۹
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است که همه کار جهان رنج دل و دردسر است تا تو در ششدرهٔ نفس فرومانده شدی مهره کردار دل تن...
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰
چرخ مردم خوار اگر روزی دو مردمپرور است نیست از شفقت مگر پرواری او لاغر است زان فلک هنگامه میسازد به بازی خیال کاختران ...