غزلیات
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در دیوان اشعار
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
چون نیست، هیچ مردی، در عشق، یار ما را، سجاده، زاهدان را؛ درد و قُمار، ما را. جایی که جانِ مردان باشد —چُو گویْ— گَردان، ...
غزل شمارهٔ ۲
ز زلفت زنده میدارد صبا انفاس عیسی را ز رویت میکند روشن خیالت چشم موسی را سحرگه عزم بستان کن صبوحی در گلستان کن به بلبل...
غزل شمارهٔ ۳
ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا جان و دل پر درد دارم هم تو در من مینگر چون تو پی...
غزل شمارهٔ ۴
گفتم اندر محنت و خواری مرا چون ببینی نیز نگذاری مرا بعد از آن معلوم من شد کان حدیث دست ندهد جز به دشواری مرا از می عشقت ...
غزل شمارهٔ ۵
سوختی جانم چه میسازی مرا بر سر افتادم چه میتازی مرا در رهت افتادهام بر بوی آنک بوک بر گیری و بنوازی مرا لیک میترسم ک...
غزل شمارهٔ ۶
گر سیر نشد تو را دل از ما یک لحظه مباش غافل از ما در آتش دل بسر همی گرد مانندهٔ مرغ بسمل از ما تر میگردان به خون دیده ه...
غزل شمارهٔ ۷
بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ما صد جام برهم نوش کرد از خون دل پر جام ما چون راست کاندر کار شد وز کعبه در خمار شد د...
غزل شمارهٔ ۸
چون شدستی ز من جدا صنما مُلْتَقَى لِمْ تَرَکْتَ بِیْ نَدَما حق میان من و تو آگاه است هُوَ یَکْفی مِنَ الَّذی ظَلَما ور ب...
غزل شمارهٔ ۹
در دلم افتاد آتش ساقیا ساقیا آخر کجائی هین بیا هین بیا کز آرزوی روی تو بر سر آتش بماندم ساقیا بر گیاه نفس بند آب حیات چن...
غزل شمارهٔ ۱۰
در دلم بنشستهای بیرون میا نی برون آی از دلم در خون میا چون ز دل بیرون نمیآیی دمی هر زمان در دیده دیگرگون میا چون کست ی...