باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
دردا که دلم بوی دوایی نشنود در وادی عشق مرحبایی نشنود وز قافلهای که اندرین بادیه رفت عمری تک زد بانگ درایی نشنود...
شمارهٔ ۲
گردل گویم به منتهایی نرسید پوسید به درد و در دوایی نرسید ور جان گویم که دو جهانش قدمی است بس دور برفت و هیچ جایی نرسید...
شمارهٔ ۳
هر چیز تو را همی جمالی دگر است در هر ورقِ حُسن تو حالی دگر است هرناقص را از تو کمالی دگر است مر عاشق را از تو وصالی دگر ...
شمارهٔ ۴
این بادیهٔ تو را سری پیدا نه پختن طمعِ وصل تو جز سودا نه جان عاشقِ تو، ولیک جان اینجا نه تو در دلِ ما ولیک دل با ما نه...
شمارهٔ ۵
عشق تو که ذرّه ذرّه تابنده بدوست هر حکم که او کرد، چو او کرد نکوست چون دانستم که مغزِ جانی ای دوست از شادی این مغز نگنجم...
شمارهٔ ۶
دردا که دلم سایهٔ اقبال ندید در حلق به جز حلقهٔ اشکال ندید خاک دو جهان برُفت و صد باره ببیخت جز باد هوا بر سر غربال ندید...
شمارهٔ ۷
جانم چو ز کنهِ کار آگاه نبود نومید ز خود گاه بُد و گاه نبود هر روز هزار پرده از هم بدرید وز پردهٔ عجز برترش راه نبود...
شمارهٔ ۸
تا خرقهٔ سروری ز سر بفکندیم خود را ز نظر چو خاک در بفکندیم هر چند زلاف،تیغ بر میغ زدیم امروز ز عجز خود، سپر بفکندیم...
شمارهٔ ۹
چون دیده سپید شد نظر چند کنیم چون راه سیه گشت سفر چند کنیم زانجا که نشان نیست نشان چند دهیم وان را که خبر نیست خبر چند ک...
شمارهٔ ۱۰
عمری به هوس نخل معانی بستم گفتم که مگر ز هر حسابی رستم اکنون لوحی که لوح محفوظم بود از اشک بشستم و قلم بشکستم...