باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
45
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

دردا که دلم بوی دوایی نشنود در وادی عشق مرحبایی نشنود وز قافلهای که اندرین بادیه رفت عمری تک زد بانگ درایی نشنود...

1

شمارهٔ ۲

گردل گویم به منتهایی نرسید پوسید به درد و در دوایی نرسید ور جان گویم که دو جهانش قدمی است بس دور برفت و هیچ جایی نرسید...

2

شمارهٔ ۳

هر چیز تو را همی جمالی دگر است در هر ورقِ حُسن تو حالی دگر است هرناقص را از تو کمالی دگر است مر عاشق را از تو وصالی دگر ...

3

شمارهٔ ۴

این بادیهٔ تو را سری پیدا نه پختن طمعِ وصل تو جز سودا نه جان عاشقِ تو، ولیک جان اینجا نه تو در دلِ ما ولیک دل با ما نه...

4

شمارهٔ ۵

عشق تو که ذرّه ذرّه تابنده بدوست هر حکم که او کرد، چو او کرد نکوست چون دانستم که مغزِ جانی ای دوست از شادی این مغز نگنجم...

5

شمارهٔ ۶

دردا که دلم سایهٔ اقبال ندید در حلق به جز حلقهٔ اشکال ندید خاک دو جهان برُفت و صد باره ببیخت جز باد هوا بر سر غربال ندید...

6

شمارهٔ ۷

جانم چو ز کنهِ کار آگاه نبود نومید ز خود گاه بُد و گاه نبود هر روز هزار پرده از هم بدرید وز پردهٔ عجز برترش راه نبود...

7

شمارهٔ ۸

تا خرقهٔ سروری ز سر بفکندیم خود را ز نظر چو خاک در بفکندیم هر چند زلاف،‌تیغ بر میغ زدیم امروز ز عجز خود، سپر بفکندیم...

8

شمارهٔ ۹

چون دیده سپید شد نظر چند کنیم چون راه سیه گشت سفر چند کنیم زانجا که نشان نیست نشان چند دهیم وان را که خبر نیست خبر چند ک...

9

شمارهٔ ۱۰

عمری به هوس نخل معانی بستم گفتم که مگر ز هر حسابی رستم اکنون لوحی که لوح محفوظم بود از اشک بشستم و قلم بشکستم...

10
1/5