باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
تیرِ طلبِ عشق، روان، میانداز از زه چه کنی فرو کمان میانداز گر تیر تو اکنون به هدف مینرسد آخر برسد تو همچنان میانداز...
شمارهٔ ۲
تا دولت برگشته چه خواهد کردن وین چاک دگر گشته چه خواهد کردن وین قطرهٔ خون که زیر صد اندوه است یعنی دل سرگشته چه خواهد کر...
شمارهٔ ۳
تا کی باشم گِردِ جهان در تک و تاز بر هیچ نه قطع میکنم شیب و فراز چیزی که فلک نیافت در عمرِ دراز من میطلبم تا ز کجا یابم ...
شمارهٔ ۴
بر دل گرهی بستم و بر جان باری و افتاد بر آن گره، گره بسیاری پوشیده نمانَد سرِ مویی کاری گر باز شود این گرهم یک باری...
شمارهٔ ۵
هر چند نیم در ره او بر کاری نومید نیم به هیچ وجهی باری در پرده چو زیر چنگ مینالم زار کاری بکند زاری من یک باری...
شمارهٔ ۶
در اصل چو مقبول ونه مهمل بودم نه بوالعجب احوال و نه احول بودم در فرع به صد هزار بند افتادم آخر برسم بر آنچه اوّل بودم...
شمارهٔ ۷
گر دست دهد به زندگانم مردن آسان باشد به یک زمانم مردن یک لحظه همی چنان که میباید زیست گر زیسته آید، بِهْ توانم مردن...
شمارهٔ ۸
گفتم که اگرچه هست کارم بنظام از ترس تو میطپم چو مرغی در دام گفتا:ترسان به از خداوند غلام چون میترسی مترس و میترس مدام...
شمارهٔ ۹
جانا! نظری در دل درویشم کن یا چارهٔ جان چاره اندیشم کن این میدانم که خاک میباید شد گر خاک کنی خاک ره خویشم کن...
شمارهٔ ۱۰
عمریست که شرح حال تو میگویم واندوه تو با خیال تو میگویم چون هست محال آنکه کسی در تو رسد باری سخن وصال تو میگویم...