باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
32
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

آنجا که نه جان رسید ونه تن آنجا نه مرد رسد هرگز ونه زن آنجا گر هر دو جهان زیر و زبر گردانم تا تو نرسانی نرسم من آنجا...

1

شمارهٔ ۲

می نرهانی مرا ز من، من چکنم سیر آمدهام ز جان و تن، من چکنم من میخواهم که راه یابم سوی تو تو ره ندهی به خویشتن من چکنم...

2

شمارهٔ ۳

پیوسته دلم به جانت میخواهد جُست دست از توبه خون دیده میخواهد شست چندان که به خود، قدم زنم در ره تو در هر قدمم حجاب میخوا...

3

شمارهٔ ۴

چندانکه مرا میل به رفتن بیش است این نفس سگم بر سر کار خویش است گر من به خودی خویشتن خواهم رفت ای بس که ز پس ماندگی در پی...

4

شمارهٔ ۵

راهی به خودم که مینماید آخر بندی ز دلم که میگشاید آخر چون کار ز دست جمله کردند برون چه کار زدست ما برآید آخر...

5

شمارهٔ ۶

گر تن گویم به خویشتن مینرود ور جان گویم به حکم تن مینرود تا چند به اختیار خود خواهم رفت چون کار به اختیار من مینرود...

6

شمارهٔ ۷

تا چند به پای جان و تن خواهم رفت تا کی ز روش چنان که من خواهم رفت میخواهم بود تا ابد بر یک جای گر راه به پای خویشتن خواه...

7

شمارهٔ ۸

از خود نتوان راه معانی کردن آهنگ به ملک جاوانی کردن یک قطرهای و هزار بحرت در پیش آخر چه کنی یا چه توانی کردن...

8

شمارهٔ ۹

خواهی که ز اضطرار و خواری برهی وز بیادبی و بیقراری برهی تا چند به خود کنی تصرّف در خویش گر کار بدو بازگذاری برهی...

9

شمارهٔ ۱۰

جان محرم درگاه همی باید برد دل پر غم و پر آه همی باید برد از خویش بدو راه نیابی هرگز هم زو سوی او راه همی باید برد...

10
1/4