باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
70
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

جانی دارم عاشق و شوریده و مست آشفته و بی قرار، نه نیست، نه هست طفلی عجب است جان بی دایهٔ من خو باز نمیکند ز پستان الست...

1

شمارهٔ ۲

جز تشنگی تو هوسم مینکند میمیرم و سیرآب کسم مینکند چه حیله کنم که هرنفس صد دریا مینوشم و میخورم بسم مینکند...

2

شمارهٔ ۳

نه دل دارم نه چشم ره بین چکنم درمانده نه دنیی و نه دین چکنم نه سوی تو راهست و نه سوی دگران سیلی است بر آتش من مسکین چکنم...

3

شمارهٔ ۴

امروز منم وصل به هجران داده سرگشته و روی در بیابان داده چون غواصی دم زدنم ممکن نه پس در دریا تشنگی جان داده...

4

شمارهٔ ۵

جسمی است هزار چشمه خون زاده درو جانی است هزاردرد سر داده درو یک قطرهٔ خون است دل بی سرو پای صد عالم عشق بر هم افتاده درو...

5

شمارهٔ ۶

چون کس بنداند آنچه من دانم ازو خواهم که کنم حیله و نتوانم ازو صد گونه بلا اگر به رویم بارد آن روی ندارم که بگردانم ازو...

6

شمارهٔ ۷

من این دل بسته را کجا خواهم برد ور صاف مرا نیست کجا خواهم دُرد گر نوش کنم هزار دریا هر روز حقا که ز دَردِ تشنگی خواهم مر...

7

شمارهٔ ۸

چون مرغ دلم به دام هستی در شد چندانکه طپید بند محکم تر شد وز بی صبری و بی قراری جانم از بس که بسوخت جمله خاکستر شد...

8

شمارهٔ ۹

نه بستهٔ پیوند توانم بودن نه رنج کش بند توانم بودن عمری است که بی قرارتر از فلکم ساکن چو زمین چند توانم بودن...

9

شمارهٔ ۱۰

ما هر ساعت ذخیرهٔ جان بنهیم تا آن ساعت که از غم جان برهیم خود را شب و روز همچو پروانه زشوق بر شمع همی زنیم تا جان بدهیم...

10
1/7