باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
چون نشنودی ز یک مسافر که چه بود کی بشناسی اول و آخر که چه بود هرحکم که کردهاند، در اول کار، آگاه شوی در دم آخر که چه بود...
شمارهٔ ۲
گاه از سر طاعتی برون آیی تو گه در کف معصیت زبون آیی تو نومید مشو هرگز و امید مدار تا آخر دم ز کار چون آیی تو...
شمارهٔ ۳
خون شد همه جانها و جگرها همه ریش و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش خوش خوش بشنو حدیث خویش ای درویش از پس منشین که کار داری ...
شمارهٔ ۴
آن کس که تمام متّقی خواهد بود ایمن بدنش احمقی خواهد بود جز در دم واپسین نگردد روشن تا خواجه سعید یا شقی خواهد بود...
شمارهٔ ۵
چندان که ز مرگ میبگویم دل را تنبیه نمیاوفتد این غافل را مشکل سفری است ای دل غافل در پیش چه ساختهای این سفر مشکل را...
شمارهٔ ۶
گر تن گویم عظیم سست افتادست ور دل گویم نه تن درست افتادست این چندینی مصیبتم هر روزی ازواقعهٔ شب نخست افتادست...
شمارهٔ ۷
چون خواهد بود در کمین افتادن بر خاستنت زیرترین افتادن انصاف بده دلا که کاری است عظیم در ششدرهٔ روی زمین افتادن...
شمارهٔ ۸
گر دل بر امید رهنمون بنشیند ور در غم خود میان خون بنشیند در ششدرهٔ خوف و رجا مانده است تا آخر کار مهره چون بنشیند...
شمارهٔ ۹
پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست خون میگرید زین ره در پیش که هست گویند: چه کارت اوفتادست آخر چه کار بود فتاده زین بیش ...
شمارهٔ ۱۰
عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم شد روز جوانی و درآمد شب مرگ وز بیم شب نخست خون شد جگرم...