باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
77
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

چون نشنودی ز یک مسافر که چه بود کی بشناسی اول و آخر که چه بود هرحکم که کردهاند، در اول کار، آگاه شوی در دم آخر که چه بود...

1

شمارهٔ ۲

گاه از سر طاعتی برون آیی تو گه در کف معصیت زبون آیی تو نومید مشو هرگز و امید مدار تا آخر دم ز کار چون آیی تو...

2

شمارهٔ ۳

خون شد همه جانها و جگرها همه ریش و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش خوش خوش بشنو حدیث خویش ای درویش از پس منشین که کار داری ...

3

شمارهٔ ۴

آن کس که تمام متّقی خواهد بود ایمن بدنش احمقی خواهد بود جز در دم واپسین نگردد روشن تا خواجه سعید یا شقی خواهد بود...

4

شمارهٔ ۵

چندان که ز مرگ میبگویم دل را تنبیه نمیاوفتد این غافل را مشکل سفری است ای دل غافل در پیش چه ساختهای این سفر مشکل را...

5

شمارهٔ ۶

گر تن گویم عظیم سست افتادست ور دل گویم نه تن درست افتادست این چندینی مصیبتم هر روزی ازواقعهٔ شب نخست افتادست...

6

شمارهٔ ۷

چون خواهد بود در کمین افتادن بر خاستنت زیرترین افتادن انصاف بده دلا که کاری است عظیم در ششدرهٔ روی زمین افتادن...

7

شمارهٔ ۸

گر دل بر امید رهنمون بنشیند ور در غم خود میان خون بنشیند در ششدرهٔ خوف و رجا مانده است تا آخر کار مهره چون بنشیند...

8

شمارهٔ ۹

پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست خون میگرید زین ره در پیش که هست گویند: چه کارت اوفتادست آخر چه کار بود فتاده زین بیش ...

9

شمارهٔ ۱۰

عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم شد روز جوانی و درآمد شب مرگ وز بیم شب نخست خون شد جگرم...

10
1/8