باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
100
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

بحری که در آسمان زمین خواهد بود آنجا وینجا همان، همین خواهد بود از فوق العرش تاثری قطرهٔ اوست آن دریا را قطره چنین خواهد...

1

شمارهٔ ۲

آن بحر که در یگانگی اوست یکی یک قطره در آن بحر نسنجد فلکی گر هژده هزار عالم افتد در وی حقّا که از او برون نیاید سمکی...

2

شمارهٔ ۳

گردِ تو درآمده چنین دریایی تو راه به یک قطره نبردی جایی دانی که درین عالم پر سر چونی چون در چمن بهشت نابینایی...

3

شمارهٔ ۴

یک روی به صد روی همی باید دید یک چیز، ز هر سوی، همی باید دید پس هژده هزار عالم و هرچه دروست اندر سر یک موی، همی باید دید...

4

شمارهٔ ۵

راهی که همه سلوک وی باید کرد کی، نتوان گفت از آن، و طی باید کرد راهیست که هر قدم که بر میگیری اول قدمت به قطع پی باید کر...

5

شمارهٔ ۶

آخر روزی دلت به درگه برسد جان تو به مقصود تو ناگه برسد صد عالم پر ستاره میبینی تو چون جمله به یک برج رسد ره برسد...

6

شمارهٔ ۷

هر چیز که هست در دو عالم کم و بیش از جلوهگری نور اوست ای درویش! تا جلوه همی کند همه جلوهٔ اوست چون جلوه کند ترک، نماند پ...

7

شمارهٔ ۸

عالم همه گفت و گوی خود میبیند بر سالک جست و جوی خود میبیند هرچیز که هست جمله چون آیینهست در دست گرفته روی خود میبیند...

8

شمارهٔ ۹

پیوسته دلی گرفته از غیرت باد! در بادیهٔ یگانگی سیرت باد! هر نقش که از پرده برون میبینی چون پرده براوفتد، همه،‌خیرت باد!...

9

شمارهٔ ۱۰

خود را، سوی خود،‌رهگذری باید کرد وین کار قوی نه سرسری باید کرد هر چیز که هست هر یکی آیینهست در آینهها جلوهگری باید کرد...

10
1/10