باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ما رندان را حلقه به گوش آمدهایم ناخورده شراب در خروش آمدهایم دست از بد و نیک و کفر و اسلام بدار دُردی در دِه دُردنوش آ...
شمارهٔ ۲
ما خرقهٔ رسم، از سر انداختهایم سر را، بَدَلِ خرقه، درانداختهایم هر چیز که سدِّ راه ما خواهد بود گر خود همه جان است، بر...
شمارهٔ ۳
تا دل به غم عشق تو درخواهد بود دُردیکش و رند و دربدر خواهد بود بر لوح نوشتهاند کاین بی سر و بن هر روز به صد نوع بتر خو...
شمارهٔ ۴
زانگه که مرا عشق تودرکار آورد بی صبری و بی قراریم بار آورد تسبیح و ردا صلیب و زنّار آورد جان برد و ازین متاع بسیار آورد...
شمارهٔ ۵
در عشق تو دین خویش نو خواهم کرد در ترسایی گفت و شنو خواهم کرد زنّارِ چهارْ کرد برخواهم بست دستار به میخانه گرو خواهم کرد...
شمارهٔ ۶
سودای توام بیدل و دین میخواهد خمّار و خرابات نشین میخواهد من میخواهم که عاقلی باشم چُست دیوانگی توام چنین میخواهد...
شمارهٔ ۷
آن رفت که گفتمی من از زهد سخن اکنون من و دَردِ نو و دُردی کهن دی سر و بُنِ صومعهٔ دین بودم و امروز به میخانه شدم بی سر و...
شمارهٔ ۸
معشوقه نه سر،نه سروری میخواهد حیرانی و زیر و زَبَری میخواهد من زاهد فوطه پوش چون دانم بود چون یار مرا قلندری میخواهد...
شمارهٔ ۹
چون با سرو دستار نمیپردازم دستار به میخانه فرو اندازم اندر همه کیسه یک درم نیست مرا وین طرفه که هر دو کون در میبازم...
شمارهٔ ۱۰
در عشق بزرگیم به خردی بدهم وین سرخی روی خود به زردی بدهم از صافی دین چو قطرهای نیست مرا سجّاده گرو کنم به دُردی بدهم...