باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه

0
دسته‌بندی
77
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

ما رندان را حلقه به گوش آمده‌ایم ناخورده شراب در خروش آمده‌ایم دست از بد و نیک و کفر و اسلام بدار دُردی در دِه دُردنوش آ...

1

شمارهٔ ۲

ما خرقهٔ رسم، از سر انداخته‌ایم سر را، بَدَلِ خرقه، درانداخته‌ایم هر چیز که سدِّ راه ما خواهد بود گر خود همه جان است، بر...

2

شمارهٔ ۳

تا دل به غم عشق تو درخواهد بود دُردی‌کش و رند و دربدر خواهد بود بر لوح نوشته‌اند کاین بی سر و بن هر روز به صد نوع بتر خو...

3

شمارهٔ ۴

زانگه که مرا عشق تودرکار آورد بی صبری و بی قراریم بار آورد تسبیح و ردا صلیب و زنّار آورد جان برد و ازین متاع بسیار آورد...

4

شمارهٔ ۵

در عشق تو دین خویش نو خواهم کرد در ترسایی گفت و شنو خواهم کرد زنّارِ چهارْ کرد برخواهم بست دستار به میخانه گرو خواهم کرد...

5

شمارهٔ ۶

سودای توام بیدل و دین میخواهد خمّار و خرابات نشین میخواهد من میخواهم که عاقلی باشم چُست دیوانگی توام چنین میخواهد...

6

شمارهٔ ۷

آن رفت که گفتمی من از زهد سخن اکنون من و دَردِ نو و دُردی کهن دی سر و بُنِ صومعهٔ دین بودم و امروز به میخانه شدم بی سر و...

7

شمارهٔ ۸

معشوقه نه سر،‌نه سروری میخواهد حیرانی و زیر و زَبَری میخواهد من زاهد فوطه پوش چون دانم بود چون یار مرا قلندری میخواهد...

8

شمارهٔ ۹

چون با سرو دستار نمیپردازم دستار به میخانه فرو اندازم اندر همه کیسه یک درم نیست مرا وین طرفه که هر دو کون در میبازم...

9

شمارهٔ ۱۰

در عشق بزرگیم به خردی بدهم وین سرخی روی خود به زردی بدهم از صافی دین چو قطرهای نیست مرا سجّاده گرو کنم به دُردی بدهم...

10
1/8