باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
آنها که در این پرده سرایند پدید از پرده برون همی نمایند پدید چون پرده براوفتد دران دریا خلق غرقه نه چنان شوند کایند پدید...
شمارهٔ ۲
هرچیز که آن برای ما خواهد بود آن چیز یقین بلای ما خواهد بود چون تفرقه در بقای ما خواهد بود جمعیت ما فنای ما خواهد بود...
شمارهٔ ۳
تا هستی تو نصیب میخواهد جست دل روی به خونِ دیده میخواهد شست تا یک سرِ موی از تو میخواهد ماند زان یک سرِ موی، کوه میخواهد...
شمارهٔ ۴
تا نفس کم و کاست نخواهد آمد یار تو به درخواست نخواهد آمد آن میباید که تو نباشی اصلاً کاین کار به تو راست نخواهد آمد...
شمارهٔ ۵
آن را که درین دایره جانی عجب است در نقطهٔ فقر بینشانی عجب است هستی تو ظلمت آشیانی عجب است وآنجا که تو نیستی جهانی عجب اس...
شمارهٔ ۶
هرگه که بدان بحر محقّق برسی در حال به گرداب اناالحق برسی گر در همه میروی قدم محکم دار تا گر همهای به هیچ مطلق برسی...
شمارهٔ ۷
گر اول کار، آتش افزون گردد خاکستر بین که آخرش چون گردد اوّل تن تو چو دل شود غرّه مباش کاخر بینی کان همه دل خون گردد...
شمارهٔ ۸
فانی شده، تا بود، مشوّش نشود باقی به وجود جز در آتش نرود چون اصلِ وجودِ کلِّ عالم عدم است هرکو به وجود خوش شود خوش نبود...
شمارهٔ ۹
عاشق ز کسی نکاهد و نفزاید لب بندد و راز پیش کس نگشاید چون کامل شد بترسد از غیرت دوست هرگز خود را به خویشتن ننماید...
شمارهٔ ۱۰
چندین امل تو ای دل غافل چیست چون رفتنییی درین سرا منزل چیست چون عاقبت کار همه گم شدن است آخر ز پدید آمدنت حاصل چیست...