باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
نه همچو منت به مهر یاری خیزد نه نیز چو من به روزگاری خیزد من خاک تو و تو میدهی بر بادم ترسم که میان ما غباری خیزد...
شمارهٔ ۲
چون من به خلاف تو نکردم کاری از بنده چرا گرفتهای آزاری هر روز جهان بر من مسکین مفروش بازم خر ازین فروختن یکباری...
شمارهٔ ۳
گر با غم تو مرا شماری نبود دور از تو غم مرا کناری نبود گر در ره ما هر دو غباری افتاد شک نیست که راه بیغباری نبود...
شمارهٔ ۴
ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی وز هر رگ جان به آتش تو راهی چون میدانی که دل پر آتش دارم ناآمده بگذری چو آتش خواهی...
شمارهٔ ۵
از دل گرمی که در هوای تو مراست در بندگیت به آتشی مانم راست چون از آتش فروختن نیست عجب این بنده کنون فروختن خواهد خواست...
شمارهٔ ۶
عشق تو که همچو شمع میسوخت مرا بیصبری پروانه درآموخت مرا هجر تو به رایگان گرانم بخرید تا آتش سودای تو بفروخت مرا...
شمارهٔ ۷
گر هیچ نظر کنی به روی ما کن ور هیچ گذر کنی به کوی ما کن ای ترک چو کار تو همه تاختن است گر تاختنی کنی به سوی ما کن...
شمارهٔ ۸
تا جان دارم سر وفا دارم من ور جان ببری روان روا دارم من تا کی پرسی که هان چه داری در دل چون در همه آفاق ترا دارم من...
شمارهٔ ۹
تاکی نفسی از سر صد درد زدن خونابهٔ اشک بر رخ زرد زدن چون هست دل چو آهنت بر من سرد بیهوده بود بر آهن سرد زدن...
شمارهٔ ۱۰
ناکرده به پرِّ پشهای دمسازی چندیم به پای پیلِ هجر اندازی هر شیر دلی که داشتم باد ببرد از بس که بدیدم از تو روبه بازی...