باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
بر لب، خط فستقیش، پیوسته بماند و آن پسته دهان با جگری خسته بماند ازتنگی پسته مغز را گنج نبود از پوست بجست و بر در بسته ب...
شمارهٔ ۲
ای مورچهٔ خط! بدمیدی آخر برگرد مهش خط کشیدی آخر گویند که در مه نرسد هرگز مور ای مور! به ماه چون رسیدی آخر...
شمارهٔ ۳
بی برگ گلش جامه قبا خواهم کرد باری بنپرسی که چرا خواهم کرد آمد خط او و ورق گل بگرفت یعنی که من این ورق فرا خواهم کرد...
شمارهٔ ۴
گفتم: دل من ببردی ای جادو وش! گفتا: چکنم تو دل ندادی خوش خوش گفتم: رخت آتش است و خطّت دودست گفتا که تو دود دیدهای از آتش...
شمارهٔ ۵
گفتم: ز خط تو بوی خون میآید وز خطّ تو عقل در جنون میآید گفتا که خط از برای زر میآرم گفتم که زر از سنگ برون میآید...
شمارهٔ ۶
گه در خط دلبران شیرین نگرم گه در خد و خال و زلفِ مشیکن نگرم از بس که رخِ سیم بران میبینم حیرت شدهام تا به کدامین نگرم...
شمارهٔ ۷
زین خط که لعل تو کنون میآرد دل خود که بود که جان جنون میآرد سبزی خط تو سرخرویی من است کان سبزه مرا خطّ به خون میآرد...
شمارهٔ ۸
از تیرِ غمت بسی جگر دوختهای بر مشک خطت بسی جگر سوختهای مگذار که خطّ تو ز دستم بشود چون دست مرا بدان خط آموختهای...
شمارهٔ ۹
گفتی: «خطم از لبم جدا خواهد شد وین وعده که میدهم وفا خواهد شد» طوطی لبت به شکّر و آب حیاة منقار فرو برده کجا خواهد شد...
شمارهٔ ۱۰
ای زلفِ تو دامن قمر بگرفته ماه تو به مشک سر به سر بگرفته طوطی خط فستقیت بر عناب حلقه زده و گردِ شکر بگرفته...