باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مختارنامه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
از بس که امید و بیم میبینم من از هر دو دلی دو نیم میبینم من چندان که به سِرِّ کار در مینگرم استغنائی عظیم میبینم من...
شمارهٔ ۲
اول بنگر به جانِ چون برقِ همه و آخر به میان خاک و خون غرقِ همه میمیراند به زاری و میگوید: چون ما هستیم خاک بر فرقِ همه!...
شمارهٔ ۳
گفتم:چه شود چو لطف ذاتی داری کز قرب خودم غرق حیاتی داری عزت، به زبان سلطنت، گفت:برو تاکی ز تو خطی و براتی داری...
شمارهٔ ۴
گفتم:به غمم قیام کی بود ترا گفتا: غم من تمام کی بود ترا گفتم:همه نام وننگ شد در سر تو گفت: این همه ننگ و نام کی بود تر...
شمارهٔ ۵
گفتم: چه کنم ز پای در میآیم زان پیش که هر روز به سر میآیم گفتا: چه کنی خاکِ درِ من باشی تا هر روزی بر تو به در میآیم...
شمارهٔ ۶
گفتم: دل و جان در سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم گفتا: تو که باشی که کنی یا نکنی کان من بودم که بیقرارت کردم...
شمارهٔ ۷
گفتم: چو تو بردی سبق اندر خوبی بگزیدمت ازدو کون در محبوبی آواز آمد کای همه در معیوبی بیهوده چرا آب به هاون کوبی...
شمارهٔ ۸
چون یار نمیکند همی یاد از من برخاست چو زیرِ چنگ فریاد از من مشکل کاری که اوفتادست مرا من بندهٔ یار و یار آزاد از من...
شمارهٔ ۹
تشنه بکشد مرا و آبم ندهد مخمور خودم کند شرابم ندهد چندانکه بگویمش یکی ننیوشد چندانکه بخوانمش جوابم ندهد...
شمارهٔ ۱۰
چون هیچ کسی ندیدهام در خوردش پیوسته نشستهام دلی پر دردش ناگاه چو برق بگذرد بر درِ من چندان بناستد که ببینم گردش...