حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او

از عطار نیشابوری در منطق‌الطیر - بیان وادی طلب

بی‌خودی می‌گفت در پیش خدای
کای خدا آخر دری بر من گشای
رابعه آنجا مگر بنشسته بود
گفت ای غافل کی این در بسته بود

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید