بیان وادی طلب
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در منطقالطیر
فهرست اشعار
بیان وادی طلب
چون فرو آیی به وادی طلب پیشت آید هر زمانی صدتعب صد بلا در هر نفس اینجا بود طوطی گردون، مگس اینجا بود جد و جهد اینجات بای...
حکایت سجده نکردن ابلیس بر آدم
گفت چون حق میدمید این جان پاک در تن آدم که آبی بود و خاک خواست تا خیل ملایک سر به سر نه خبر یابند از جان نه اثر گفت ای ...
حکایت شبلی که گاه مردن زنار بسته بود
وقت مردن بود شبلی بیقرار چشم پوشیده دلی پرانتظار در میان زنارِ حیرت بسته بود بر سر خاکستری بنشسته بود گه گرفتی اشک در...
حکایت مجنون که خاک میبیخت تا لیلی را بیابد
دید مجنون را عزیزی دردناک کو میان ره گذر میبیخت خاک گفت ای مجنون چه میجویی چنین گفت لیلی را همیجویم یقین گفت لیلی را ...
گفتار یوسف همدان دربارهٔ صبر
یوسف همدان، امام روزگار صاحب اسرار جهان، بینای کار گفت چندانی که از بالا و پست دیده ور میبنگرد در هرچ هست هست یک یک ذره...
گفتگوی شیخ ابوسعید مهنه با پیری روشنضمیر دربارهٔ صبر
شیخ مهنه بود در قبضی عظیم شد به صحرا دیده پر خون، دل دو نیم دید پیری روستایی را ز دور گاو میبست و ازو میریخت نور شیخ س...
حکایت محمود و مردی خاکبیز
یک شبی محمود میشد بیسپاه خاک بیزی دید سر بر خاک راه کرده بد هر جای کوهی خاک بیش شاه چون آن دید، بازو بند خویش در میان ...
حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او
بیخودی میگفت در پیش خدای کای خدا آخر دری بر من گشای رابعه آنجا مگر بنشسته بود گفت ای غافل کی این در بسته بود...