فیوصف حاله
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در منطقالطیر
فهرست اشعار
فی وصف حاله
کردی ای اعطار بر عالم نثار نافهٔ اسرار هر دم صد هزار از تو پر عطرست آفاق جهان وز تو در شورند عشاق جهان گه دم عشق علی الا...
گفتهٔ دانای دین هنگام نزع
چون به نزغ افتاد آن دانای دین گفت اگر دانستمی من پیش ازین کین شنو بر گفت چون دارد شرف در سخن کی کردمی عمری تلف گر سخن از...
پند ارسطاطالیس بر اسکندر هنگام مردن او
چون بمرد اسکندر اندر راه دین ارسطاطالیس گفت ای شاه دین تا که بودی پند میدادی مدام خلق را این پند امروزین تمام پند گیر ا...
صوفی که از مردان حق سخن میگفت و خطاب پیری به او
صوفیی را گفت آن پیر کهن چند از مردان حق گویی سخن گفت خوش آید زنان را بردوام آنک میگویند از مردان مدام گر نیم زیشان، ازی...
گفتار مردی راهبین هنگام مرگ
راه بینی وقت پیچاپیچ مرگ گفت چون ره را ندارم زاد و برگ از خوی خجلت کفی گل کردهام پس از و خشتی به حاصل کردهام شیشهٔ پر ...
گفتهٔ پاکدینی که سیسال عمر بیخود میگذارد
پاک دینی گفت سی سال تمام عمر بیخود میگذارم بر دوام همچو اسمعیل در خود ناپدید آن زمان کو را پدر سر میبرید چون بود آنکس...
گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد
چون بشد شبلی ازین جای خراب بعد از آن دیدش جوانمردی به خواب گفت حق با تو چه کرد ای نیکبخت؟ گفت چون شد در حسابم کار سخت ...
سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم میربودند
در رهی میرفت پیری راهبر دید از روحانیان خلقی مگر بود نقدی سخت رایج در میان میربودند آن ز هم روحانیان پیر کرد آن قوم را...
حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمد
بوسعید مهنه با مردان راه بود روزی در میان خانقاه مستی آمد اشک ریزان بیقرار تا دران خانقاه آشفتهوار پرده از ناسازگاری ب...
پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشر
آن عزیزی گفت فردا ذوالجلال گر کند در دشت حشر از من سؤال کای فرو مانده چه آوردی ز راه گویم از زندان چه آرند ای اله غرق اد...