بخش بیست و دوم

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مصیبت نامه

0
دسته‌بندی
13
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - المقالة الثانیة و العشرون

سالک آمد چون شکر پیش نبات گفت ای سرسبزیت زآب حیات پاکیت چون آب ذاتی آمده قابل نفس نباتی آمده فالق الحب از نوا داده ترا ح...

1

بخش ۲ - الحكایة ‌و التمثیل

بامدادی بود محمود از پگاه برنشست از بهر حربی با سپاه موج میزد لشکرش از کشورش جمع بود از چند کشور لشکرش قرب پانصد پیل در ...

2

بخش ۳ - الحكایة ‌و التمثیل

خواجهٔ مجنون شد و مبهوت گشت بیدل و بی قوت و بی قوت گشت در گدائی و اسیری اوفتاد در بلا و رنج و پیری اوفتاد کوه نتواند همی...

3

بخش ۴ - الحكایة ‌و التمثیل

بود آن دیوانهٔ در اضطرار در مناجاتی شبی میگفت زار کای خدا از تو نخواهم هیچ من یا دهی یا ندهیم بشنو سخن سخت در خود مانده ...

4

بخش ۵ - الحكایة ‌و التمثیل

بود دیوانه مزاجی گرسنه در رهی میرفت سر پا برهنه نان طلب میکرد از جائی بجای هرکسی میگفت نان بدهد خدای اوفتاد از جوع در رن...

5

بخش ۶ - الحكایة ‌و التمثیل

بود صاحب عزلتی در گوشه‌ای از جهان نه زادی و نه توشه‌ای بر توکل روز و شب بنشسته بود رشتهٔ دل در قناعت بسته بود چون نمی‌پی...

6

بخش ۷ - الحكایة ‌و التمثیل

نازنین شوریده میشد ناگهی بود هم سرما و هم گل در رهی آن یکی گفتش که گل بگرفت راه خویش را بر خیز کفشی ژنده خواه گفت چون پا...

7

بخش ۸ - الحكایة ‌و التمثیل

بود شوریده دلی دیوانهٔ روی کرده در بن ویرانهٔ همچو باران زار برخود میگریست سایلی گفتش که این گریه ز چیست که بمردت گفت دو...

8

بخش ۹ - الحكایة ‌و التمثیل

شد مگر دیوانه شبلی چند گاه برد با دیوانه جایش پادشاه کرد شه در کار او لختی غلو کان فلان دارو کنیدش در گلو پس زفان بگشاد ...

9

بخش ۱۰ - الحكایة ‌و التمثیل

در رهی میرفت مجنونی عجب بود پای و سر برهنه خشک لب شد ز سرما و گل ره بیقرار سر ببالا کرد و گفت ای کردگار یا دلم ده باز تا...

10
1/2