بخش بیست و هفتم
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مصیبت نامه
فهرست اشعار
بخش ۱ - المقالة السابعةو العشرون
سالک دلدادهٔ بیدل دلیر پیش جن آمد ز جان خویش سیر گفت ای پوشیده از غیرت جمال خیمهٔ خاص تو از خدر خیال تو چو جان از انس پن...
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
گفت با مجنون شبی لیلی براز کای بعشق من ز عقل افتاده باز تا توانی با خرد بیگانه باش عقل را غارت کن و دیوانه باش زآنک اگر ...
بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
بود مجنونی عجب نه سر نه بن کز جنون گستاخ میگفتی سخن زاهدی گفتش که ای گستاخ مرد این مگوی و گرد گستاخی مگرد بس خطاست این ر...
بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
گفت آن دیوانه با عیشی چو زهر روز عیدی بود بیرون شد ز شهر دید خلقی بی عدد آراسته هر یک از دستی دگر برخاسته او میان جمله م...
بخش ۵ - فی التمثیل
موسی عاشق امام غرب و شرق چون همه تن بودش اندر عشق غرق بر زمین زد لوح توریت و شکست کرد محکم ریش هارون را بدست چون زعشق اف...
بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
بیدلی بودست جانی بیقرار سربرآوردی و گفتی زار زار کای خدا گر مینداند هیچکس آنچه با من کردهٔ در هر نفس باری این دانم که تو...
بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه سرافراشته سر بسوی آسمان برداشته خوش زفان بگشاد و گفت ای کردگار گر ترا نگرفت دل زین کار و بار دل مرا بگرفت ...
بخش ۸ - الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه در برفی نشست همچو آتش برف میخورد از دو دست آن یکی گفتش چرا این میخوری چیزی الحق چرب و شیرین میخوری گفت چکن...
بخش ۹ - الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانهٔ یک گرده خواست گفت من بی برگم این کار خداست مرد مجنون گفتش ای شوریده حال من خدا را آزمودم قحط سال بود وقت ...
بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانهٔ پرسید راز کای فلان حق را شناسی بی مجاز گفت چون نشناسمش صد باره من زانک ازو گشتم چنین آواره من هم ز شهر و ...