بخش بیست و هفتم

از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مصیبت نامه

0
دسته‌بندی
16
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - المقالة السابعة‌و العشرون

سالک دلدادهٔ بیدل دلیر پیش جن آمد ز جان خویش سیر گفت ای پوشیده از غیرت جمال خیمهٔ خاص تو از خدر خیال تو چو جان از انس پن...

1

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

گفت با مجنون شبی لیلی براز کای بعشق من ز عقل افتاده باز تا توانی با خرد بیگانه باش عقل را غارت کن و دیوانه باش زآنک اگر ...

2

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

بود مجنونی عجب نه سر نه بن کز جنون گستاخ میگفتی سخن زاهدی گفتش که ای گستاخ مرد این مگوی و گرد گستاخی مگرد بس خطاست این ر...

3

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

گفت آن دیوانه با عیشی چو زهر روز عیدی بود بیرون شد ز شهر دید خلقی بی عدد آراسته هر یک از دستی دگر برخاسته او میان جمله م...

4

بخش ۵ - فی التمثیل

موسی عاشق امام غرب و شرق چون همه تن بودش اندر عشق غرق بر زمین زد لوح توریت و شکست کرد محکم ریش هارون را بدست چون زعشق اف...

5

بخش ۶ - الحكایة و التمثیل

بیدلی بودست جانی بیقرار سربرآوردی و گفتی زار زار کای خدا گر مینداند هیچکس آنچه با من کردهٔ در هر نفس باری این دانم که تو...

6

بخش ۷ - الحكایة و التمثیل

آن یکی دیوانه سرافراشته سر بسوی آسمان برداشته خوش زفان بگشاد و گفت ای کردگار گر ترا نگرفت دل زین کار و بار دل مرا بگرفت ...

7

بخش ۸ - الحكایة و التمثیل

آن یکی دیوانه در برفی نشست همچو آتش برف میخورد از دو دست آن یکی گفتش چرا این میخوری چیزی الحق چرب و شیرین میخوری گفت چکن...

8

بخش ۹ - الحكایة و التمثیل

آن یکی دیوانهٔ یک گرده خواست گفت من بی برگم این کار خداست مرد مجنون گفتش ای شوریده حال من خدا را آزمودم قحط سال بود وقت ...

9

بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل

آن یکی دیوانهٔ پرسید راز کای فلان حق را شناسی بی مجاز گفت چون نشناسمش صد باره من زانک ازو گشتم چنین آواره من هم ز شهر و ...

10
1/2