بخش بیستم
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مصیبت نامه
فهرست اشعار
بخش ۱ - المقالة العشرون
سالک آمد پیش دریای پر آب گفت ای از شور او مست و خراب موج عشقت میکند زیر و زبر شور و شوقت میکند شیرین و تر تشنهٔ سیراب از...
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
این سخن نقل است زاسکندر که گفت هرچه گیری معتدل باید گرفت در میان رو نه بعز و نه بذل زآنکه جزویست اعتدال از عقل کل نه بنز...
بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
خواجه اکافی درآمد در سخن خلق میبالید ازو چون سرو بن منبرش گوئی ورای عرش بود آسمان در جنب او چون فرش بود در بلندی سخن چند...
بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
شبلی آن کز مغز معنی راز گفت این حکایت از برادر باز گفت گفت بود اندر دبیرستان شهر میرزادی یوسف کنعان شهر هر دوعالم بر نکو...
بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
گفت ایاز آمد بر سلطان پگاه چهرهٔ گلناریش مانند کاه نه طراوت مانده در رخسار او نه حلاوت مانده در گفتار او گفت شاه آخر چه ...
بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
کرد درویشی ز درویشی سؤال کآرزویت چیست ای درویش حال گفت از ملک دو عالم خشک و تر ناچخی میبایدم اما دو سر تا بیک سر وارهانم...
بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
عاشقی روزی مگر خون میگریست زو کسی پرسید کاین گریه ز چیست گفت میگویند فردا کردگار چون کند تشریف رؤیت آشکار چل هزاران ساله...
بخش ۸ - الحكایة و التمثیل
بود مجنونی همیشه بی کلاه برهنه سر میشدی دایم براه سائلی گفتش که ای شوریده نام برهنه سر از چه میباشی مدام گفت سرپوشیده زن...
بخش ۹ - الحكایة و التمثیل
در رهی میرفت شبلی دردناک دید دو کودک در افتاده بخاک زانکه جوزی در میان افتاده بود هر دو را دعوی آن افتاده بود هر دو از ی...