بخش چهارم
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مصیبت نامه
فهرست اشعار
بخش ۱ - المقالة الرابعه
سالک سرکش سر گردن کشان پیش عزرائیل آمد جان فشان گفت ای جان تشنهٔ دیدار تو نفس گو سر میزن اندر کار تو طاقت هجران نداری ای...
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
دفن میکردند مردی را بخاک شد حسن در بصره پیش آن مغاک سوی آن گور و لحد میبنگریست بر سر آن گور برخود میگریست پس چنین گفت او...
بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
بر سر گوری مگر بهلول خفت همچنان خفته از آنجا مینرفت آن یکی گفتش که برخیز ای پسر چند خواهی خفت اینجا بی خبر گفت بهلولش که...
بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه بر گوری بخَفت از سرِ آن گور یک دم مینرفت سائلی گفتش: «که تو آشفتهای جملهٔ عمر از چه اینجا خفتهای خیز سو...
بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه را از اهل راز گشت وقت نزع جان کندن دراز از سر بی قوتی و اضطرار همچو ابری خون فشان بگریست زار گفت چون جان ا...
بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
در زمستان یک شبی بهلول مست پای در گل میشد و کفشی بدست سائلی گفتش که سر داری براه تو کجا خواهی شدن زین جایگاه گفت دارم سو...
بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
بیدلی را گفت آن پیر کهن حق بود ظالم روا هست این سخن گفت ظالم نیست اما دایم او صد هزاران بنده دارد ظالم او هرچه جمع آری ب...
بخش ۸ - الحكایة و التمثیل
آب بسیار آن یکی در شیر کرد حق تعالی گاو را تقدیر کرد چون بیامد سر بسوی آب برد تا که دم زد گاو را سیلاب برد هرچه او صد با...
بخش ۹ - الحكایة و التمثیل
بر سر خاکی زنی خوش میگریست گفت مجنونیش کاین گریه زچیست گفت چشمم تر دلم غمناک ماند زین جوان من که زیر خاک ماند گفت تو در ...
بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل
نوح پیغامبر چو از کفّار رَست با چهل تن کُرد بر کوهی نشست بود یک تن زان چهل کس کوزهگر برگشاد او یک دکان پر کوزه در جبرئی...